برداشت آزاد از یک گفتگو
چندین سال است که شاهد سقوط سطح زندگی و معیشت کارگران و تمامی مزد بگیران در ایران هستیم.
بسیاری از کارگران شغل خود را از دست میدهند و نیز امکان شغل یابی برای نیروی بیکار کم تر میشود.
گزار ش اخبار رسمی کشور حاکی از تعطیلی بسیاری از کاخانجات و واحد های تولیدی ست و هرماه خبر
ده ها اعتراض کارگری در سایر رسانه ها نتشر میشود.اعتراضاتی که وجهه ی وسیع اما پراکنده و نا منسجم دارند .
در این میان چند شاخص عمده به چشم میخورد که به شرح آن میپردازم:
-- تغییر ساختار کارخانجات و واحد های تولیدی
تغییر ساختار معمولا با این هدف انجام میشود که کارخانه کوچکتر و بار هزینه ی آن کمتر شود.اما در این میان کاگر است که ضرر میکندو وضعیتش بحرانی تر میشود.
به طور مثال در کارخانه ی الکتریک ایران رشت ، تحت عنوان تغییر ساختار ، کارگران را با وعده های واهی ،نظیر اینکه کارخانه پس از تغییر ساختار با 2000 هزار نفر شروع به کار میکندو حتی فرزندان کارگران نیز جذب کار خواهند شد، ساکت کردند.اما چه شد؟
کارخانه تخریب و 540 نفر کارگر قبلی کارخانه هم سر کار بر نگشتند و نتیجه چیزی نبود جز فلاکت کارگرها.
از سویی دیگر در این روند بیشترین آسیب متوجه کارگران زن میشود. زیرا بعد از بی کاری براحتی نمیتوانند کار پیدا کنند.و هم بدلیل شرایط جنسی – اجتماعی نمیتوانند دنبال کار هایی نظیر دست فروشی و مسافر کشی بروند.و شرایط بدتر هم وجود دارد و آن وقتی ست که کارگر زن استخدام نباشد یعنی قراردادی و
روز مزد باشد.که در ان صورت حتی از بیمه بیکاری هم برخوردار نمیشود.
-- عدم وجود قوانین حمایتی در مقابل بیکار سازی
بیمه بی کاری بر خلاف نام اش نه همه ی بی کاران را در میگیرد ونه همه ی مدت بی کاری را .بلکه بعد از طی مراحلی ، حد اقل 6 ماه و نهایتا 50 ماه را در بر میگیرد.و مهمتر اینکه این بیمه برای کارگران استخدامیست و کارگران قراردادی و مو قت حتی از همین حق هم محرومند.
کارگری که امنیت شغلی نداردو در پایان قرار داد خویش حتی مشمول بیمه هم نمیشود،ناچار به هر شرایطی تن میدهد. حتی در مبارزه علیه تغییر ساختارو هر شرایط نامطلوب دیگر باز هم کارگر متضرر میشود.
کارفرما زمین و دارایی اش گرانو گرانتر میشود و کارگر روز به روز فقیر و فقیر تر..این فقر و مشکلات دیگر ،توان ایستادگی را از کارگر در دراز مدت میگیرد . چرا که تمام ذهن او معطوف این ست تا لقمه نانی تهیه کند.
مسیله مادی در حین مبارزه خیلی شایان اهمیت است.به طور مثال، استفاده از مشاوره های حقوقی برای بازستاندن حقوقشان نیز مستلزم داشتن استطاعت مالی ست.
کاگرانی که در گیر مسایل کارگری و مشکلاتشان هستند ، به ترفند ها و آیین نامه ها و بخش نامه ها و...
وارد نیستند و این در حال ست که طرف مقابل (کار فرما) آن قدر وکیل دارد تا کارگر نتواند حق خود را براحتی باز ستاند.
این یکی از مسایلی ست که در زمینه قوانین حمایتی باید رعایت شود.یعنی دو کفه ی ترازو برابر باشد.
مورد دیگر در زمینه بررسی قوانین حمایتی ، زن کارگر است.
زن کارگر همپای همکار مرد خود کار میکند.وجه بیمه باز نشستگی پرداخت میکند.اما اگر فوت کند.حقوق اش به فرزندانش تعلق نمیگیرد.(بر خلاف کارگر مرد).
جنبه بدتر ماجرا را در نظر بگیریدو « این است که آن کارگر زن نان آور خانواده وسر پرست فرزندانش هم
باشد.
(این یکی از مسایلی ست که حتی فعالین امور زنان هم میتوانندبه آن بیشتر بپردازند.)
مسیله دیگر ارزش قایل نشدن برای نیروی کار است.در ایران با کمال افتخار اعلام میکنند:یکی از مزیت های تولید ما ارزان بودن نیروی کار است.
این یعنی توهین به کارگر.ودر ثانی یعنی نفی ساست ها و برنامه ریزی های خود دولت. به خاطر اینکه وقتی چنین حرفی میزنیم.یعنی کارگر من فقیر و گرسنه است.مریض است و امنیت و احترام شغلی ندارد و حاضر است بخاطر فقر به هر دست مزدی کار کند.یعنی سیاست های اقتصادی من درست از آب ذر نیامده اند.
در حالی که بهره وری مسیله تولید را حل میکند نه ارزان بودن نیروی کار.
-- کار زیاد ،مزد ناچیز
عرف این است که هرکه کار میکند، مزد بگیرد.
اما در جامعه ما بر عکس است .کارگر کار میکند اما گرسنه است. ثروت زا ترین قشر است اما خود گرسنه
است.یا حقوق در مقابل کمیت کار ناچیز است یا اکثرا حقوق معوقه هستند.
این ها فقط کار گر مطیع و سر براه میخواهند، که با پایین ترین دست مزد برایشان کار کند و حتی از حقوق معوقه هم دم نزند.
مسیله نان چیزی نیست که بتوان براحتی از آن چشم پوشی کرد.فجاهت مسیله تا آن اندازه پیش میرودکه کارگر برای فرار از گرسنگی حاضر است بگوید لطفا یکی مرا استثمار کند تا کار کنم تا بتوانم زنده بمانم.
کوتاه سخن اینکه :
این روند مدیریت که بر مسیله کارگران حاکم است، تا زمانی که خود را در جریان جهانی قرار ندهد و به منشور بین المللی تن ندهد، وضع کارگری به همین منوال باقی خواهد ماند.و فاصله ی طبقاتی بین کارگر و کارفرما عمیق و عمیق ترخواهد شد.
هستی آروین
بهار ۸۶
عکسها: تحصن ۲۸/۱۲/۱۳۸۵ معلمان استان کردستان به پشتیبانی معلمان دستگیر شده کانون معلمان ایران در حیاط سازمان آموزش و پرورش استان کردستان - سنندج
آذر ماه ۸۵ این وبلاگ رو راه انداختم ، بارها خواستم دیگه ننویسم اما نتونستم راستش خسته شدم
خسته شدم از اینکه تمام اونچه رو که در دلم هست نمیتونم بنویسم
خسته شدم از خود سانسوری ، از ترس
شاید این آخرین مطلبم باشه نمیدونم شایدم همین فردا دوباره مطلب گذاشتم شایدم یه ماه دیگه.......... واقعا نمیدونم.......
لطفا تو قسمت نظر سنجی نظر خودتون رو انتخاب کنید
همتون رو دوست دارم![]()
فعلا بای............![]()
![]()

