تبليغاتX
انسانیت
سه شنبه 29 اسفند1385
نوروز
 

نوروز خوش بگذره


ادامه مطلب
نوشته شده توسط میدیا در 1:39 قبل از ظهر | | لینک به این مطلب
یکشنبه 27 اسفند1385
به مناسبت نوزدهمین سالگرد بمباران حلبچه

 

۲۵ اسفند سالروز بمباران شیمیایی حلبچه توسط رژیم بعث عراق طی عملیات انفال (نسل کشی کردها) در سال ۱۹۸۸ ، متاسفم که نتونستم سر وقت آپ بکنم (از همین جا این جنایت رو نه فقط به ملت کرد بلکه به جامعه بشریت تسلیت میگم) به همین خاطر ۱ چیزهایی در مورد انفال ، حلبچه ، حزب بعث عراق و نسل کشی و... گذاشتم امیدوارم خوشتون بیاد.

عمليات انفال

عمليات انفال، نام عملیاتی در سال ۱۹۸۸ بود که در آن نیروهای رژیم بعث عراق که به طور مستقیم از صدام حسین تکریتی فرمان میگرفتند، بیش از صد هزار کرد عراقی را قتل عام کردند.

پس از حمله ایالات متحده امریکا به عراق و دستگیری صدام حسین و برخی از همدستانش، محاکمه وی و همدستان جنایتکارش به جرم جنایات ضد بشری و نسل کشی در دادگاه ویژه جرائم سران عراق ادامه دارد (البته صدام حسین اعدام شد).

 

حلبچه

حَلَبچه یا حلبجه (به کردی: هه‌له‌بجه Helebce) از شهرهای کردستان عراق در 10-15 کیلومتری مرز ایران و 225 کیلومتری شمال شرقی بغداد است. جمعیت حلبچه در حدود 80.000 نفر است که بیشتر ایشان کرد هستند. حلبچه از مناطق گورانی‌زبان بوده که در آن کردی سورانی به مرور جانشین گویش گورانی گشته است.

مردم بی دفاع حلبچه در جریان جنگ ایران و عراق، در تاریخ 16 تا 17 مارس 1988 توسط رژیم بعث عراق طی عملیاتی مرسوم به عملیات انفال بمباران شیمیایی شدند و پیرامون 5 هزار نفر به‌ویژه کودکان و زنان و سالخوردگان آن کشتار شدند. حلبچه در آن زمان در اشغال نیروهای ایرانی و همچنین در دست گروه‌های کرد بود.

گازهای سمی به‌کاررفته از سوی دولت عراق در حلبچه گاز خردل، ساردین، تابون و وی اکس بود که از سوی برخی دولت‌های غربی به رژیم بعث عراق تحویل داده شده بود و معامله‌گر هلندی فرانس فان آنرات در این مسئله نقش کلیدی داشت.

 

درباره فرانس فان آنرات

فرانس کورنلیس آدریانوس فان آنرات (زاده ۹ اوت در دن هلدر) از بازرگانان هلندی است که متهم به فروش مواد خام برای تولید جنگ‌افزار شیمیایی به دولت صدام حسین شده است. گازهای سمی بکاررفته در بمباران شیمیایی حلبچه نیز به احتمال قوی از مواد تحویلی فان آنرات ساخته شده است.

پس از دستگیری‌اش در ایتالیا در سال ۱۹۸۹، فان آنرات به عراق گریخت و تا پایان دوره صدام یعنی به مدت ۱۴ سال در آنجا زندگی کرد. پس از سرنگونی رژیم صدام حسین در سال ۲۰۰۳ فان آنرات به هلند بازگشت و در ۶ دسامبر ۲۰۰۴ به جرم دست داشتن در جرائم جنگی و نسل کشی دستگیر شد.

کمی پس دستگیری‌اش روزنامه‌های هلندی گزارش دادند که فان آنرات یکی از کارکنان سازمان اطلاعات و امنیت هلند بوده است.

وی در دادگستری لاهه به ۱۵ سال حبس محکوم شد.

فان آنرات تنها شخص هلندی در میان افراد به شدت تحت تعقیب در لیست سیاه اف بی آی بوده است.

 

حزب بعث عراق

حزب بعث عراق، (در عربی: حزب البعث العربي الاشتراكي) نام حزبی سیاسی بود که با کودتای سال ۱۳۴۷ (۱۹۶۸ م.) که منجر به حکومت درازمدت حزب بعث شد بر سر قدرت آمد. مبانی نظری این حزب بر پان عربیسم، نوسازی اقتصادی و سوسیالیسم استوار بود. صدام حسین تکریتی یکی از اعضای برجستهٔ حزب بعث محسوب می‌شد.

وقتی در انقلاب ضد سلطنتی ۱۴ ژوئیه ۱۹۵۸ عبدالکریم قاسم علیه فیصل كودتا كرد، حكومت او جهت‌گیری آشكاری را به سمت شوروی شروع كرد. دو اقدام مشخص او آمریکا و سیا را وادار كرد كه درصدد براندازی حكومت قاسم برآیند. مطابق رویه سیا در همان دهه‌ها راه آسان‌تر، ترور عبدالکریم قاسم بود. قاسم در سال 1959 اعلام كرد كه از پیمان سنتو خارج مي‌شود. عراق در سال 1950 به این پیمان پیوسته بود. علاوه بر آن، قرارداد خرید اسلحه از شوروی هم امضا شده بود. پس از انقلاب ضد سلطنتی ۱۴ ژوئیه ۱۹۵۸ عراق می رفت تا نظام چندحزبی را تجربه کند.

تیم شش نفره‌ای برای ترور قاسم تدارك شده بود. صدام حسین تکریتی، به دار و دسته ای پیوست که در سال ۱۹۵۹ به جان عبدالکریم قاسم نخست وزیر میانه روی کشور سوء قصد کرد. صدام حسین كه در سال 1957 به حزب بعث پیوسته بود، یكی از آن شش نفر بود! از طریق مسوول ایستگاه اطلاعات مصر در عراق، آپارتمانی در خیابان الرشید بغداد- درست روبه‌روی وزارت دفاع- كه دفتر عبدالكری م قاسم درهمانجا بود؛ در اختیار صدام قرار گرفت تا رفت و آمدها را به خوبی كنترل كند. حادثه ترور قاسم در روز 7 اكتبر 1959 برنامه‌ریزی شد. به اتوموبیل قاسم حمله كردند. صدام راننده را كشت. قاسم خودش را روی زمین انداخت. پای صدام تیر خورد. ترور نافرجام ماند.

 سیا صدام را به تكریت فرار داد. صدام پس از ناکامی در توطئه قتل نخست وزیر از راه سوریه به مصر گریخت. صدام را به دمشق منتقل كردند. سرویس اطلاعاتی مصر همچنان با همكاری سیا این انتقال را سامان داد. بعد از مدتی صدام را به بیروت فرستادند. در بیروت او یك دوره ویژه كار اطلاعاتی و امنیتی را زیر نظر سیا گذراند. از بیروت به قاهره منتقل شد. در قاهره نزدیك منطقه (دوكی) آپارتمان مجللی در اختیار صدام بود. آن آپارتمان نسبتی با یك دانشجوی به ظاهر ساده كه در دانشگاه قاهره حقوق می‌خواند نداشت. ارتباط صدام با سیا در قاهره منظم و برنامه‌ریزی شده بود. مایلز کوپلند افسر اطلاعاتی سیا و جیم ایشلبرگر مسوول ایستگاه اطلاعاتی سیا با صدام در ارتباط بودند.

در سال 1963 حزب بعث كودتایی را علیه عبدالكریم قاسم ترتیب داد. كودتا پیروز شد. مقتدرترین فرد حزب بعث، صدام بود. مسوول بخش امنیتی و اطلاعاتی حزب (جهازالخاص) صدام چگونگی كار بین ارتش و دستگاه اطلاعاتی را سامان می‌داد. حزب بعث سرانجام موفق شد در فوریه سال ۱۹۶۳ با پشتیبانی از توطئه چند افسر ارتش، با کودتایی خونین به دولت میانه روی عبدالکریم قاسم پایان دهد. صدام حسین به بغداد برگشت و شبکه امنیتی مخفی حزب بعث (جهازالخاص) را به دست گرفت.

حزب بعث به خاطر شرکت در رشته ای از اعمال تبهکارانه، در پایان سال ۱۹۶۳ از حکومت عراق کنار گذاشته شد، اما حزب بعث مخفیانه به تدارک کودتا پرداخت تا سرانجام در کودتای سال ۱۹۶۸ (۱۳۴۷) قدرت را به دست گرفت.

كودتا كه پیروز شد، تعداد قابل توجهی از حزب کمونیست عراق با مدیریت صدام در قصر النهایه اعدام شدند. همكاری اطلاعاتی صدام و سیا دیگر در قالب حكومت عراق تعریف می‌شد. سازمان ارتباط با سیا توسط سه افسر اطلاعاتی عراقی مستقیما زیر نظر صدام مدیریت می‌شد. جنگ علیه ایران همین ‌گونه سامان یافت. در طول جنگ ایران و عراق افسران رابط سیا اطلاعات نظامی ایران را مستقیما به صدام می‌دادند.

صدام حسین نقشی کلیدی در کودتای سال ۱۳۴۷ داشت. حزب بعث عراق پس از حملهٔ نظامی ایالت متحده آمریکا و متحدانش به عراق در سال ۱۳۸۲ (۲۰۰۳ م.) قدرت را از دست داد و صدام حسین در دادگاه عالی عراق محاکمه و به جرم جنایات علیه مردم عراق به اعدام با چوبه دار محکوم گردید و در تاریخ ۸ دی ۱۳۸۵ در بغداد به دار آویخته شد.

 

تعریف نسل‌کشی

نسل‌کشی عبارت است از هرگونه‌ اقدام و مبادرت جهت نابودی و حذف فیزیکی بخش یا کلیت گروهی نژادی، قومی، ملی، مذهبی، ایدئولوژیکی.

 

نسل‌کشی های معاصر

 

۱. نسل‌کشی دارفور

توضیح: دارفور ناحیه‌ای است در باختر کشور سودان دربرگیرندهٔ سه استان دارفور غربی، دارفور شمالی و دارفور جنوبی است. گفتنی است مساحت دارفور به اندازه ایالت کالیفرنیای آمریکا است.

نسل‌کشی

همینک قتل عام و نسل‌کشی مردم دارفور که اکثرا مسیحی هستن توسط شبه نظامیان عرب مسلمان (جنجوید) که از طرف دولت مرکزی سودان حمایت میشوند ادامه دارد. گفتنی است که تاکنون سازمان ملل متحد موفق به فرستادن صلحبان به این منطقه نشده و با مخالفت شدید دولت مرکزی سودان روبرو شده است. اکنون امنیت این منطقه تنها به دست ۱۰۰۰۰ صلحبان اتحادیه افریقا است. لازم به ذکر است که مساحت دارفور به اندازه ایالت کالیفرنیای آمریکا است و ۱۰۰۰۰ صلحبان اتحادیه آفریقا که از داشتن امکانات کافی محروم هستند عملا کارایی چندانی ندارند.

 موضع جمهوری اسلامی در قبال نسل‌کشی در دارفور

در سفری در سال ۱۳۸۵ که عمرالبشیر رئیس جمهور دولت مرکزی سودان به ایران داشت، در دیدار با سید علی خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی، از فرستاده شدن صلحبانان سازمان ملل متحد به این منطقه مخالفت کرد و آن را توطئه غرب برای ورود به مناطق نفت خیز دارفور خواند.

گفتنی است که تاکنون اکثر کشورهای جهان خواهان دخالت شورای امنیت و پایان دادن به نسل‌کشی در دارفور شده اند.

 

۲. نسل‌کشی رواندا

نسل‌کشی رواندا در سال ۱۹۹۴ به‌ دنبال سقوط هواپیمای حامل " جونال هابیا ریمانا" رییس جمهور وقت رواندا در نزدیکی کیگالی پایتخت این کشور به‌ وقوع پیوست. قوم توتسی این عمل را به قوم اکثریت "هوتوس" نسبت داد. همین امر آغاز درگیری‌های شدید میان این دو قوم شد که‌ به‌ کشتار حدود ۸۰۰ هزار توتسی رواندايی و هوتوسهای ميانه رو در مدت ۱۰۰ روز توسط هوتوسهای تندرو منجر شد.

 

۳. نسل کشی یهودیان (هولوکاست)

همه‌سوزی یا هولوکاست (به انگلیسی: Holocaust)، (به عبری: השואה, قربانی)) اصطلاحی است مذهبی و به معنای قربانی کردن یک حیوان نر طبق سنت یهودی است. اصل این واژه در یونانی ὁλόκαυστον بوده است که واژه‌ای است مرکب: ὅλος یعنی به تمامی، یکسر و καυστός یعنی سوزاندن. در قرن بیستم این اصطلاح به جریان قتل عام جمعی گروه‌های مختلفی از مردم بخصوص یهودیان بر پایه نژاد، مذهب، ملیت در طی جنگ جهانی دوم بدست آلمان نازی و از ۱۹۴۱ تا انتهای ۱۹۴۵ اشاره اطلاق شد. گفتنی است که در بسیاری موارد دانشمندان آلمان نازی با انجام آزمایشهایی غیر انسانی بر روی زندانیان به خصوص کودکان آنان را با غیرانسانی ترین شیوه‌ها به قتل می‌رساندند.

یکی از معمولترین روشها استفاده از اتاق گاز و در بعضی موارد تیرباران جمعی بوده است. سپس اجساد قربانیان سوزانده می‌شدند و خاکستر آن‌ها دفن یا پراکنده می‌شد.

یهودیان اروپایی هدف اصلی کشتار و سوزاندن جمعی بودند، که نازی‌ها به آن آخرین چاره یهود می‌‌گفتند. دیگر گروه‌هایی که نامناسب و لایق مرگ فرض می‌شدند، به ویژه، اسلاوها، کولی ها، معلولین، کمونیستها، سوسیالیست ها و همجنس گرایان بودند، که اغلب مورد شکنجه و کشتار قرار می‌گرفتند. میزان مرگ و میر بین ۱۲ تا ۲۶ میلیون برآورد می‌شود. به طور عادی شش میلیون یهودی را قربانی می‌دانند. اعلام رقم شش میلیون با استناد به مدارک قربانیان یهودی کشتار و سوزاندن جمعی است.

روز جهانی قربانیان هالوکاست

در اواخر سال ۲۰۰۵ و در واکنش به اظهارات محمود احمدی نژاد مبنی بر نفی هالوکاست، مجمع عموممی سازمان ملل متحد با صدور قطعنامه ای، هولوکاست را به عنوان يک رويداد تاريخی تصويب کرد و ۱۹۲ کشور جهان، بيست و هفتم ژانويه را برای يادبود قربانيان آن فاجعه، روز بين المللی هالوکاست نامگذاری کردند.

انکارکنندگان هالوکاست

مسئلهٔ هولوکاست و حجم و گستردگی آن همواره از سوی برخی از پژوهشگران تاریخ (معروف به تجدید نظرگرایان) زیر سؤال رفته. در مورد بررسی صحت تاریخی ابعاد این کشتارها حتی کنفرانسی نیز در سال ۲۰۰۶ در تهران برگزار شد. زیر سؤال بردن مسئله مربوط به هولوکاست در برخی کشورها مانند آلمان، فرانسه و اتریش،‌ به دلیل انکار واقعیت‌های تاریخی و جلوگیری از یهودستیزی و سواستفاده طرفداران حزب نازی و نژادپرستان از این وقایع جرمِ جدی با جریمه مالی، اجتماعی و حبس در زندان محسوب میشود.

 

 

۴. نسل‌کشی ارمنی‌ها

تاریخ آسیای صغیر

لیدیه داراترین کشور منطقهٔ آسیای کوچک بود. پادشاه لیدی به منظور مقابله با کوروش با فرمانروای اسپارت که از مهم‌ترین شهرهای یونان بود، پیمان دوستی بست. کوروش به لیدیه حمله برد و پایتخت آن یعنی سارد را تصرف نمود. با فتح شهر سارد به عمر امپراتوری بزرگ لیدی پایان داده شد در قرن هفتم پیش از میلاد، یونانیان این سرزمین را به تصرف خود در آورده و با ایران همسایه شدند. آنها شهرهای مهمی از جمله بیزانس یا استانبول فعلی را بنیان نهادند.

امپراتوری روم در سال ۱۹۶ پس از میلاد براین سرزمین تسلط یافت. در سال ۳۹۵ میلادی با تجزیهٔ دولت روم به دو امپراتوری روم شرقی و امپراتوری روم غربی، سرزمینی که شامل ترکیه کنونی است قسمتی از روم شرقی یا بیزانس گردید. پایتخت این دولت شهر بیزانس بود. که در زمان کنستانتین امپراتور روم و با رسمیت یافتن مذهب مسیح تغیر نام یافت و به «کُنستانتینوپولیس» نامور شد. اما ترکان مهاجر که آرام آرام وارد شبه جزیرهٔ آناتولی شده بودند توانستند پس از دو قرن با قدرت تمام این سرزمین را از آن خود کنند تا سرانجام سپاهیان بایزید دوم در سال ۱۴۵۳ شهر مسیحی «کنستانتینوپولیس» را با نام الله و اسلام گشودند و به عمر روم شرقی پایان دادند.

ترکان مهاجر با آمیخته‌ای از فرهنگ ترکی و عربی -اسلامی به نابودی کانون‌های فرهنگی و کشتار مسحیان پرداختند. نخستین کار ترکان برداشتن نام کنستانتین و گذاشتن واژه اسلام به جای آن بود و نام پایتخت شد اسلامبول. (چون تازیان حرف پ ندارند به جای آن ب به کار می‌‌برند)

پادشاهان امپراتوری عثمانی همواره سیاست پان ترکیسم گره خورده با پان اسلامیسم را دنبال می‌‌کردند و تشکیل یک حکومت ترک بزرگ از غرب آناتولی تا دشت ترکستان چین که همه اقوام ترک زبان را شامل شود و تحت حمایت و رهبری ترکیه باشد را در سر می‌‌پروراندند. البته اینان خود را به غلط تورانی نامیده‌اند ولی در نظر بیشتر تاریخدانان تورانیان از نژاد ایرانیانند با همان نام و نشان.

اینان توانستند با جنگ و غارت و کشتار متصرفات خود را درشکل گسترده‌ای توسعه دهند. این متصرفات شامل کشورهای فعلی ترکیه، سوریه، عراق، اردن، لبنان، فلسطین، مصر، قسمت‌های کناره مدیترانه در افریقای شمالی، قسمت اعظم بالکان و دهها منطقه کوچک و بزرگ دیگر می‌‌شد.

چرا پان ترکیسم به کشتار ارمنیان دست زد

به دو دلیل:

  • نخست دلیل جغرافیایی چرا که ارمنیان همچون دیواری آهنین میان ترکهای عثمانی و ترک زبانان قفقاز که هیچگونه پیوست نژادی با آنان ندارند و ترکان آن سوی دریای خزر بودند، قرار گرفته بودند.
  • دوم اینکه مسیحی بودند و باوجود فشار و تعقیب و تجاوز حاضر نمی‌شدند که دین خود را عوض کرده به اسلام بگروند، ازاین رو از میان برداشتن این سد و نابودی ملت ارمنی امری ضروری می‌‌نمود.  جنگ جهانی اول چنین فرصت مناسبی را به ترکان جوان داد، سرانجام در سال ۱۹۱۵ طی یک برنامه از پیش ریخته شده، نژادکشی ارمنیان را به مرحله اجرا درآوردند. برنامه‌ای که الگویی برای نازی‌ها در جنگ دوم جهانی شد. نابودی ملت ارمنی توسط دولت وقت ترکیه (ترکان جوان) به شکلی دقیق و محرمانه طرح ریزی و اجرا شد. در راس این طرح محمد طلعت پاشا وزیر کشور، اسماعیل انور پاشا وزیرجنگ و احمد جمال پاشا وزیر دریاداری ترکیه قرارداشتند و ازاعضای حزب اتحاد و ترقی بودند اینان برای پیشبرد هدف‌های خود به دولت آلمان وابسته شده بودند. دولت ترکیه برای اجرای این طرح کمیته‌ای سه نفره تشکیل داد که اعضای آن بهاالدین شاکر، شکری و دکتر ناظم بودند.این طرح در سال‌های ۱۹۲۳ - ۱۹۱۵ در ارمنستان غربی که تحت اشغال امپراتوری عثمانی بود، به اجرا در آمد و طی آن بیش ازیک و نیم میلیون از مردم بی‌دفاع ارمنی از زن و مرد و پیر و جوان قربانی شدند و حدود یک میلیون نفر دیگر در سراسر جهان پراکنده شدند.

بنا بر این طرح نخست کلیه مردان ارمنی از ۱۵ سال تا ۵۰ سال را که توان داشتند، به بهانه بردن به جبهه‌های نبرد به ارتش فرا خوانده شدند. در آنجا آنها را خلع سلاح کرده و به گردانهای بیگاری در پشت جبهه منتقل کردند. در ۲۴ آوریل ۱۹۱۵، حدود ۳۰۰ نفر از متفکران، نویسندگان، رهبران و سیاستمداران ارمنی در استانبول دستگیر و پس از انتقال به کشتارگاه‌ها بطرز فجیعی بقتل رسیدند. همچنین در همان روز حدود ۵۰۰۰ نفر از ارامنه بی دفاع را در استانبول به کشتارگاه فرستادند که این سرآغاز قتل عام دسته جمعی مردم بی دفاع ارمنی بود به ویژه مردانی که به‌عنوان سرباز در پشت جبهه به بیگاری کشیده شده بودند.

ترکان سرمست از کشتار و بوی خون در ۲۷ ماه مه ۱۹۱۵ قانون تبعید ارمنیان به موصل و سوریه را منتشر کردند. ماموران دولت، باشندگان شهرها و روستاهای ارمنی نشین را مجبور به جایی کرده و به دروغ به آنها گفته می‌‌شد که چون در منطقه جنگی قرار دارند می‌بایست برای حفظ جانشان به جاهای امن‌تری منتقل شوند. به آنها حتی فرصت نمی‌دادند که غذا و لوازم ضروری را با خود بردارند. آنان گروه‌های ارمنی را که بیشتر شان زنان، کودکان و سالخوردگان بودند، به طرف صحرای مرکزی سوریه درمنطقه درالزور درنزدیکی شهر حلب راندند که تعداد زیادی از کودکان، پیرزنان و پیرمردان در مسیر راه در اثر گرما، گرسنگی و تشنگی طاقت نیاورده و مردند. از سوی دیگر برای اجرای کامل کشتار ارمنیان مردان را از زن و بچه یشان جدا کرده، بطرز فجیعی قصابی می‌‌کردند و زنان و دختران جوان را برای نیات جنسی با خود می‌‌بردند. آنهایی هم که از خود مقاومت نشان می‌‌دادند، بطور وحشیانه‌ای می‌‌کشتند.

ارمنیان و دولت کنونی ترکیه

دولت ترکیه امروز وجود چنین کشتاری را منکر می‌‌شود ومدعی است که در کشمکش‌های داخلی و شورش ارمنیان علیه امپراتوری عثمانی نه تنها ارامنه کشته شدند بلکه ترک‌ها هم تلفات داشته‌اند که از هر دو گروه فقط ۳۰۰ هزار نفرکشته شده‌اند. شور بختانه در غارت و کشتار ارمنیان، کردها که هویت‌شان به عنوان کرد مورد پذیرش ترک‌ها نبوده و نیست و حتا آنها را به نام ترکان کوهستانی می‌‌نامند نقش عمده‌ای داشته اند.

 

۵. نسل‌کشی آسوریان

نسل کشی آسوریان (به سریانی: ܩܛܠܥܡܐ ܕܐܬܘܪܝܶܐ) به‌ کشتار جمعی آسوریان در دولت عثمانی گفته‌ شود. اقامه‌کنندگان این نظریه بر این باورند که‌ تحت حکومت ترکان جوان آسوریان شمال میانرودان بویژه منطقه حکاری و ارومیه توسط نیروهای ترک و کرد میان سالهای 1914 تا 1918 مورد کوچ اجباری و قتل‌عام واقع شدند.

دلایلی که برای این کشتارها ارائه می‌شود متفاوتند، از جمله:

  • سرکوبی و ستم بر مسیحیان در آناتولی.
  • آسوریان و ارامنه خواستار خودمختاری بودند و بر ضد عثمانیان با ارتش روسیه همکاری می‌کردند. (حکومت ترکیه از این نظر حمایت می‌کند).

بنا بر ادعای ترکیه‌ای‌ها، مردم دو قوم ارمنی و آسوری تهدیدی برای عثمانی‌ها بشمار می‌آمدند و به این علت شمار زیادی از آنها به صحرای سوریه منتقل شدند. در این جابجایی انسان‌های فراوانی از بی‌آبی و گرسنگی تلف شدند. ترکیه این مسئله را اتفاقی و ناخواسته عنوان می‌کند.

به نقل از منابع آسوری در سال 1918 در منطقه خوی در شمال غربی ایران نیز گروه‌های کرد و عثمانی به کشتار آسوریان دست زده‌اند.

شاهدان عینی و منابع

نویسنده ایرانی، محمدعلی جمالزاده که در آن زمان از برلن رهسپار بغداد بوده این رویدادها را از نزدیک دیده و مشاهدات خود را ثبت کرده است. همچنین عبدالحسین شیبانی وحیدالملک در کتاب خود به نام خاطرات مهاجرت (ص 87) مشاهدات عینی خود در این باره را باد کرده و از کوچاندن اجباری مردم مسیحی از سوی عثمانیان و بدرفتاری و تلف شدن زنان و کودکان در بیابان شمال سوریه گزارش می‌دهد.

کردهای آناتولی نیز در کشتار مسیحیان منطقه نقش داشته‌اند.

(از ویکی پدیا)

 

نوشته شده توسط میدیا در 2:3 قبل از ظهر | | لینک به این مطلب
دوشنبه 21 اسفند1385
کودکان
 
کنوانسيون حقوق کودک
قدرت اجرايی کنوانسيون، طبق ماده 49 دوم سپتامبر 1990
 
 
 
ديباچه
بر اساس اصول پايه ای سازمان ملل متحد که از طرف تمامی نمايندگان جامعه بشری عضو آن پذيرفته شده است، احترام به ارزش ذاتی و برابری خدشه ناپذير حقوقی انسانها ترسيم گر آزادی، عدالت و صلح در جهان است.
ملتهای دنيا بر مبنای همين اعتقاد به مقام و منزلت انسانی، خواهان سعادت عموم بشری در قالب پيشرفتهای اجتماعی، بهبود وضعيت زندگی همراه آزاديهای هر چه بيشتر هستند.
با اعلام پذيرش اعلاميه جهانی حقوق بشر از سوی سازمان ملل متحد و تضمين بهره مندی تک تک افراد بشری از حقوق مندرج در آن بدور از وابستگيهای نژادی، جنسی، مذهبی، فرهنگی، سياسی، مالی، قومی و يا هرگونه تبعيض ديگری.
و با توجه به اينکه سازمان ملل متحد در اعلاميه جهانی حقوق بشر به رعايت حقوق ويژه ی کودکان و حمايت آنها تاکيد کرده است.
و با آگاهی به اينکه خانواده، واحد ساختاری جامعه و مکان رشد و پرورش تمام اعضای آن و به ويژه شکل دهنده ی شخصيت کودکان است.
و اينکه کودکان برای شکوفايی خود نيازمند داشتن خانواده ای هستند سرشار از محبت، عشق، تفاهم و احترام.
و با اين يادآوری که بايد کودک را برای فردای جامعه آماده و او را مطابق ايده آل های اعلام شده از طرف سازمان ملل يعنی آزاديخواه، باشخصيت، صلح جو با روحيه ای دارای تفاهم و همبستگی تربيت نمود و با توجه به ضرورت حمايت ويژه کودکان مطابق مصوبات بين المللی مختلف و از آن جمله:
قرارداد ژنو در سال 1924 ميلادی در باره حقوق کودکان، قرارداد رعايت حقوق کودکان از طرف مجمع عمومی سازمان ملل متحد در بيستم نوامبر 1959 ميلادی، اعلاميه ی جهانی حقوق بشر، پيمان بين المللی در باره حقوق سياسی و شهروندی (بخصوص در ماده 23 و 24 آن)، پيمان جهانی برای حقوق اجتماعی، سياسی و فرهنگی (بخصوص در ماده 40)، اسناد و اساسنامه های ديگر تشکل های بين المللی که بنفع کودکان فعاليت ميکنند.
و بدنبال آنچه در اسناد حقوق کودک ذکر شده است، مبنی بر اينکه: کودک بخاطر عدم بلوغ جسمی و روانی خود، نيازمند حمايت ويژه حقوقی قبل و بعد از تولد ميباشد.
و بر اساس مصوبات و قراردادهای مربوط به حمايت کودکان و بخشنامه های سازمان مل در باره تعيين حداقل سن و شرايط مجازات قانونی برای نوجوانان و حمايت از زنان و کودکان در زمان جنگ و درگيريهای مسلحانه.
و بر پايه اين واقعيت که در بسياری از کشورهای دنيا، کودکان در موقعيت بد و نابسامانی زندگی ميکنند و نياز به توجه فوری و ويژه دارند.
و با درک اهميت و ارزش همکاری های بين المللی برای بهبود شرايط زندگی کودکان در همه ی دنيا و بويژه در کشورهای در حال رشد.
پيمان نامه ای برای حفظ و رعايت حقوق کودکان جهان به قرار زير تصويب ميشود:
 
 
بخش اول عهدنامه
 
 
ماده 1 (تعريف)
مطابق اين پيمان نامه، يک کودک، انسانی است که سن هجده سالگی را هنوز تمام نکرده است مگر اينکه سن بلوغ از نظر حقوق جاری در کشورهای مربوطه زودتر تعيين شده باشد.

ماده 2 (ممنوعيت تبعيض)

1)  حکومتهای عضو اين پيمان، برای هر کودکی که در قلمرو آنهاست، بدون تبعيض و يا فرق گذاری و بدور از هرگونه وابستگی به نژاد، رنگ پوست، منشاء اجتماعی و قومی و يا ملی، ميزان دارايی، معلوليت، وضعيت سرپرست و يا والدين و هر موقعيت ديگری که کودک در آن است، اجرای حقوق مندرج در اين پيمان نامه را تضمين ميکنند.
2)  حکومتهای عضو اين پيمان، تمام اقدامات لازم را انجام ميدهند تا اين اطمينان کامل را بوجود آورند که هر کودکی از همه اشکال تبعيض و فرق گذاری در امان است و بخاطر ابراز عقيده و جهان بينی و فعاليت های والدين يا سرپرست يا اقوام خودش مجازات نمی شود.

ماده 3 (نفع کودک)

1)  درانجام هر اقدامی که به نوعی به کودک مربوط ميشود، چه در بخش عمومی، خصوصی، اداری، غير اداری و يا هر بخش ديگری، رعايت نفع و تامين سلامت کودک بر ساير مسائل تقدم دارد.
2)  حکومتهای عضو پيمان موظف اند با رعايت حقوق والدين و يا سرپرست، از کودکان حمايت نموده و اقدامات لازم حقوقی و قانونی را بعمل آورند.
3)  حکومتهای عضو پيمان، اطمينان ميدهند که ارگانها و نهادهای مسئول حمايت کودک، دارای استانداردهای تعيين شده مربوط به تعداد و تخصص نيروی شاغل و تکنيک موجود در موسسات هستند و به ويژه در زمينه ايمنی و بهداشت کنترل کافی وجود دارد.

ماده 4 (وظايف دولتها)

حکومتهای عضو پيمان، اقدامهای ضروری و مناسب قانونی، اداری و غيره را بعمل می آورند تا حقوق پذيرفته شده در اين عهدنامه را اجرا نمايند. حکومتها برای تحقق مفاد اين عهدنامه با توجه به حقوق و اوضاع اجتماعی، سياسی و فرهنگی، تا آخرين حد ممکن از تمامی منابع موجود ملی خود و در صورت نياز بين الملی استفاده ميکنند.

ماده 5 (حقوق والدين)

حکومتهای عضو اين پيمان به وظايف، حقوق و مسئوليتهای والدين و يا سرپرست قانونی کودک توجه لازم را می نمايند تا نسبت به کودک در رابطه با حقوق مندرج در اين پيمان نامه کوتاهی نشود.

ماده 6 (حق زندگی)

1)  هر کودکی حق زندگی دارد و اين حق مادرزادی اوست که از طرف همه حکومتهای عضو پيمان به رسميت شناخته ميشود.
2)  ادامه حيات و رشد کودک از طرف حکومتهای امضاکننده اين پيمان نامه بطور کامل تضمين ميشود.

ماده 7 (حقوق مربوط به تولد)

1)  هر کودکی از بدو تولد حق داشتن يک نام را دارد که بايد در دفاتر مربوطه ثبت شود. همچنين داشتن تابعيت حق اوست و در صورت امکان بايد والدين خود را شناخته و از سوی آنها نگهداری شود.
2)  حکومتهای عضو پيمان، حقوق عنوان شده در اين پيمان نامه را در رابطه با حقوق و قوانين داخلی خود و وظايف بين المللی، بخصوص در مورد کودک بدون تابعيت، تضمين نموده و اجرا می نمايند.

ماده 8 (حفظ هويت شخصی)

1)  حکومتهای عضو پيمان موظف هستند که حقوق کودک را رعايت کرده و هويت فردی، تابعيت، نام و روابط شناخته شده خانوادگی او را مطابق قانون حفظ نمايند.
2)  در صورتی که تمام يا بخشی از هويت شخصی بطور غيرقانونی خدشه دار شود، حکومتها سريعا درصدد ترميم اين خسارت برمی آيند.

ماده 9 (جدايی از پدر و مادر)

1)  حکومتهای امضاکننده اين پيمان نامه اطمينان ميدهند که يک کودک برخلاف ميل والدينش از آنها جدا نميشود مگر اينکه بر طبق قوانين موجود ثابت شود که آن جدايی به نفع کودک و لازم است. مثلا وقتی کودک مورد سوء استفاده قرار گرفته و جدای از هم زندگی کنند و تکليف اقامت کودک بايد روشن شود.
2)  در موقع اجرای بند يک اين ماده، بايد امکان شرکت همه ی افراد مربوطه در آن تصميم گيری را فراهم آورد.
3)  حکومتها توجه دارند که حق کودک مبنی بر تماس شخصی و مستقيم با پدر و مادر را در هنگامی که آنها از هم جدا شده اند، فراهم کنند مگر اينکه اين عمل با منافع کودک در تضاد باشد.
4)  هرگاه جدايی نتيجه اقدام حکومت باشد، مثلا زندان، تبعيد و يا مرگ يکی از والدين يا هر دو آنها و يا مرگ کودک (مرگ به هر علتی که باشد، تعيين کننده آن است که شخص در آن هنگام به نوعی در "اسارت" قانون بوده است)، حکومت امضاکننده اين پيمان نامه موظف است برپايه درخواست والدين يا کودک و يا سرپرست قانونی او، اطلاعات لازم را در مورد محل شخص غايب در اختيار اين افراد قرار دهد، مگراينکه اين عمل به نفع کودک نباشد و به او زيان برساند. حکومتها اطمينان ميدهند که افراد با تقاضای چنين درخواستی، از طرف حکومت در خطر قرار نمی گيرند.

ماده 10 (رساندن اعضای خانواده به هم)

1)  بدنبال ماده 9 بند 1 مندرج در اين پيمان نامه، هرگاه کودک يا والدين او درخواست خروج از کشور و يا ورود به کشور ديگری را برای پيوستن به اعضای خانواده خودشان دارند، ترتيب اين امر بطور انسانی و سريع از طرف حکومت داده ميشود و چنين درخواستی دارای هيچگونه خطری از سوی حکومت برای متقاضی و يا وابستگان او نيست.
2)  کودکی که والدين او در کشورهای متفاوت بسر ميبرند، حق دارد با هر دوی آنها بطور شخصی، منظم و مستقيم تماس داشته باشد، مگر در صورت وجود شرايط استثنايی مثلا بخاطر حفظ امنيت ملی يا نظم و اخلاق عمومی، لطمه به آزادی و حقوق ديگری و يا نقض حقوق مندرج در اين پيمان نامه.
حکومتها بر پايه ماده 9 بند 1 اين پيمان نامه مکلف به رعايت حق کودک و والدين مبنی بر با هم بودن آنها هستند.

ماده 11 (کودک ربايی)

1) حکومتهای عضو پيمان، جهت مبارزه با انتقال و اقامت غيرقانونی کودکان به خارج از کشور، اقدام لازم را می نمايند.
2) حکومتها برای اين منظور، خواهان قبول توافق نامه های موجود از طرف يکديگر و يا تصويب توافق نامه های جديد دو يا چند جانبه هستند.

ماده 12 (آزادی عقيده)

1)  از سوی حکومتهای امضاکننده اين پيمان نامه، حق کودکی که که توانايی ساختن نظر شخصی خودش را دارد، به رسميت شناخته ميشود. کودک در تمامی امور مروط به خود، آزادی بيان و اظهار عقيده شخصی را که مطابق سن و رشد اوست، دارد.
2)  برای اين منظور، به کودک امکان داده ميشود که در دادگاهها و در تمام مراحل قانونی، مستقيم يا با کمک وکيل و يا نهاد مسوول و مناسب ديگر، مطابق قوانين موجود، محاکمه شود.

ماده 13 (آزادی آگهانش)

1)  کودک حق آزادی بيان دارد و اين حق در پيوند با آزادی آگهانش است که کودک بدون ترس از محدوديتهای حکومتی، دانستنيها و افکار متنوع خود را در قالب کلمات، دست نويس يا چاپ، کارهای هنری يا هر طريق و يا هر وسيله ی انتخابی ديگر، بيان کرده، دريافت نموده و يا به ديگران بدهد.
2)  اجرای اين حق ميتواند از طرف قوانين ديگری که لازم هستند، محدود شود:
الف) بخاطر حفظ حقوق يا شهرت فردی ديگر.
ب) بخاطر حفظ امنيت ملی، نظم عمومی، اخلاق و عفت عمومی و يا سلامتی جامعه.

ماده 14 (آزادی مذهب، وجدان و افکار)

1)  حکومتها به حق کودک برای آزادی افکار، وجدان و مذهب توجه ميکنند.
2)  حکومتها توجه به حقوق و وظايف والدين يا سرپرست کودک دارند که نقش راهنمايی خود را در رابطه با اجرای اين حق در مراحل مختلف سنی کودک، ايفا کنند.
3)  آزادی مذهب و جهان بينی تنها در شرايط قانونی تعيين شده قابل تحديد است که آنهم بخاطر حفظ امنيت ملی، نگهداری نظم اجتماعی، حفظ سلامتی و يا عفت عمومی و يا وقتی منافی حقوق اوليه و آزادی ديگری باشد.

ماده 15 (آزادی تشکيل انجمن و گروه)

1)  حکومتها حق کودک برای شرکت در اجتماعات را به رسميت می شناسند.
2)  اجرای اين حق نبايد با امنيت ملی و نظم عمومی مبادرت داشته و منافی اخلاق عمومی و يا برخلاف حقوق اوليه و آزادی ديگری باشد.

ماده 16 (حفظ محدوده خصوصی)

1)  محدوده شخصی و خصوصی هيچ کودکی قابل تعرض نيست. اين محدوده که شامل همه جوانب مربوط به امور خانوادگی، مسکونی، حيثيتی و مکاتبات شخصی است، نبايد بطور عمد يا غيرقانونی آسيب ببيند.
2)  برخورداری از حمايت قانونی در مقابل چنين آسيب هايی، حق کودک است.

ماده 17 (استفاده از وسايل ارتباط گروهی)

حکومتها با آگاهی از نقش مهم وسايل ارتباط جمعی، خاطرنشان ميکنند که کودک بايد به همه منابع گوناگون ملی و بين المللی آگاهی رسانی، به ويژه آنهايی که برای سلامت جسمی- روانی او مفيدند، دسترسی يابد. برای اين منظور، حکومتهای عضو اين پيمان:
الف) وسايل ارتباط جمعی را تشويق ميکنند تا آگهانش، کاربرد اجتماعی- فرهنگی داشته و با محتوای ماده 29 همخوان باشد.
ب) خواهان همکاری بين المللی در زمينه توليد، مبادله و توزيع اين آگهانش با مراجعه به منابع رنگارنگ ملی و بين المللی هستند.
ج) توليد و پخش کتابهای کودکان را حمايت نموده و گسترش ميدهند.
د) وسايل ارتباط جمعی را تشويق ميکنند تا به نيازهای زبانی و گفتاری کودکی که از اقليتهای فرهنگی- قومی است، پاسخگو باشند.
ه) قوانينی را که حافظ کودک در مقابل آسيب های احتمالی ناشی از اين وسايل ارتباطی است، بررسی ميکنند بطوريکه ماده های 13 و 18 رعايت شوند.

ماده 18 (نگهداری کودک توسط والدين)

1)  حکومت ها تاکيد و تضمين ميکنند که پدر و مادر هردو با هم مسوول تربيت و رشد کودک هستند.
2)  حکومتهای عضو اين پيمان، جهت اجرای حقوق مندرج در اينجا، از والدين در انجام وظايف خود در رابطه با تربيت و رشد کودک، پشتيبانی ميکنند.
3)  حکومتها تمام اقدامهای لازم را انجام ميدهند تا برای نگهداری از کودکانی که والدين شاغل دارند، امکانات مناسب فراهم نمايند.

ماده 19 (حمايت کودکان در برابر سوء استفاده)

1)  حکومتها با تکيه بر تمام امکانات قانونی، اداری، اجتماعی و آموزشی، کودک را در مقابل هر شکل از رفتار سهل انگارانه با آنها، سوء استفاده جنسی و تجاوز جسمی يا روانی، حمايت ميکنند.
2)  اقدامات حمايتی حکومتها همراه اجرای روشها و برنامه های اجتماعی است که برای کشف و پيشگيری اين جرايم نسبت به کودک موثر باشند. همچنين درمان آسيب وارده برکودک و کمک به والدين و يا سرپرست در رابطه با سوء استفاده های ذکر شده در بند 1 اين ماده بر عهده ی حکومتها است.

ماده 20 (حمايت کودک در دوران جدايی از والدين)

1)  يک کودک که بطور موقت يا دايم از آغوش خانواده محروم شده و يا بدليل نفع خودش بايد خانواده را ترک کند، حق استفاده از کمکها و حمايت ويژه حکومتی را دارد.
2)  حکومتها برپايه حقوق جاری و قوانين داخلی خود، اشکال مختلف کمک به چنين کودکی را بکار ميگيرند.
3)  قبول کفالت و يا فرزندخواندگی کودک از طرف اشخاص دارای صلاحيت، شکلی از سرپرستی و مواظبت از کودک است. در اين رابطه بايد به ريشه ها و نيازهای فرهنگی، مذهبی و قومی کودک توجه کرده و تربيت و پرورش بدون انقطاع کودک را تامين نمود.

ماده21 (ضمانت های قانونی فرزندخواندگی)

آن دسته از حکومتهای عضو پيمان که سيستم کفالت و فرزندخواندگی را به رسميت شناخته يا مجاز می دانند، با اطمينان خاطرنشان ميکنند که در تمام اين مراحل، منافع کودک و آسايش او تامين ميشود.
اين حکومتها:
الف) تضمين ميکنند که امور مربوط به فرزندخواندگی فقط از طرف مسئوولين و ارگانهای تعيين شده و مجاز صورت گرفته و در چهارچوب حقوق جاری و قوانين داخلی اجرا و کنترل ميشود.
ب) شکل بين المللی فرزندخواندگی را هم به رسميت شناخته و اين امکان را در اختيار کودکانی که داخل کشور از اين نظر تامين نيستند، می گذارند.
ج) تضمين ميدهند که کودک در صورت استفاده از امکان بين المللی فرزندخواندگی، همچنان تحت پوشش کامل حمايتهای حکومتی و ملی قرار دارد.
د) تمام اقدامهای مناسب را انجام ميدهند تا از سودجويی های مالی در رابطه با فرزندخواندگی بين المللی جلوگيری کنند.
ه) در اين چهارچوب، خواهان عقد قراردادهای دو يا چند جانبه با کشورهای ديگر هستند تا بتوانند از جريان مثبت و موفق فرزندخواندگی بين المللی اطمينان حاصل کنند.

ماده 22 (حقوق پناهنده)

1)  حکومتهای امضاکننده اين پيمان نامه، با انجام اقدامهای مناسب، حقوق کودکی را که از نظر قوانين داخلی و يا بين المللی پناهنده شناخته شده است، تضمين ميکنند. اين حقوق شامل کمکهای انسانی و در جهت احقاق همه حقوق مندرج در اين پيمان نامه و همينطور ديگر پيمان های منطقه ای و بين المللی است که بر پايه تامين حقوق بشر و حقوق کودک استوار هستند، صرف نظر از اينکه کودک تنها با والدين و يا همراه ديگری باشد.
2)  برای اين منظور، حکومتهای امضاکننده اين پيمان نامه، نهايت تلاش خود را ميکنند تا از طريق همکاری با سازمان ملل متحد و يا تشکيلات وابسته به آن و همچنين با کمک ديگر سازمانهای مسئوول منطقه ای و يا فرامنطقه ای که در زمينه حمايت کودک در ارتباط با سازمان ملل هستند، با تمام نيرو کودک پناهنده را نگهداری کرده و ياری رسانند تا والدين يا افراد فاميل خود را پيدا نموده و به آنها ملحق شود. در صورتيکه افراد مزبور پيدا نشوند، آن کودک مانند بقيه کودکان شامل قانون مربوطه به محروميت موقت يا دايم از آغوش خانواده ميشود. (ماده 20 بند 1)

ماده 23 (حقوق کودکان معلول)

1)  حکومتها اعلام ميدارند که اگر يک کودک دارای نقص بدنی يا عقلی است، بايد در عين معلوليت خودش، يک زندگی شايسته انسانی داشته باشد. زندگی که در آن، حيثيت او محفوظ باشد و شرکت فعال و مستقل او در زندگی جمعی تسهيل گردد.
2)  حکومتها اعلام ميکنند که کودک معلول، دارای حق حمايت ويژه حکومتی است و بايد تا حد ممکن، برای آن کودک و والدين و يا سرپرست او امکانات مناسب را فراهم نمود.
3)  با توجه به نيازهای اختصاصی کودک معلول، بايد حمايتهای مندرج در بند 2 اين ماده را در صورت امکان چنان سازمان داد که وضعيت مالی والدين و يا سرپرست در نظر گرفته شود و خدمات ارائه شده در جهت آموزش و پرورش و شکوفايی هر چه بيشتر کودک باشند.
4)  حکومتها، با تکيه بر همکاری بين المللی، خواهان تبادل نظرها و تجربه های مختلف اداری، فنی، پزشکی و تربيتی در زمينه کودکان معلول هستند تا به ويژه کشورهای در حال رشد با آشنايی با امکانات و پيشرفتهای لازم بتوانند به آن دسته از کودکان کمکها و خدمات مفيدتری را ارائه دهند.

ماده 24 (مراقبتهای بهداشتی)

1)  حکومتها، حق کودک برای داشتن سلامتی و استفاده از همه ی امکانات برای سلامت ماندن، بهبودی و درمان بيماری را به رسميت می شناسند و تضمين ميکنند که هيچ کودکی از اين حق محروم نخواهد ماند.
2)  حکومتها برای تامين اين حق کودک، اقدامهای مناسب را انجام ميدهند:
الف) تعداد مرگ و مير نوزادان و کودکان را کاهش ميدهند.
ب) خدمات درمانی سراسری برای کودکان را سازمان ميدهند و از تامين نيازهای اوليه بهداشتی، اطمينان حاصل ميکنند. حکومتها به سلامتی مادر قبل و بعد از زايمان توجه کرده و با بيماری ها و کمبود يا بدی تغذيه مبارزه ميکنند و در اين رابطه امکان تهيه مواد غذايی و آب آشاميدنی سالم را با رعايت حفظ محيط زيست، فراهم می نمايند.
ج) به امر آموزش همه مردم و به ويژه کودکان و والدين توجه نموده و تلاش ميکنند تا اهالی اصول اوليه بهداشتی و بهزيستی را فرگيرند. آنها مثلا با فوايد از سينه شيردادن، بهداشت شخصی و تميز نگهداشتن محيط زيست و چگونگی پيشگيری از سوانح آشنا ميشوند و در عمل هم از پشتيبانی حکومتها برخوردارند.
د) مراکز مشاوره برای والدين و روشنگری در زمينه تنظيم خانواده را سازماندهی ميکنند.
3) حکومتها جهت مبارزه با خرافات و عادتهايی که برای سلامتی کودک زيان بخش هستند، اقدامات لازم و مناسب را انجام ميدهند.
4) حکومتها خود را موظف می دانند که از همکاری های بين المللی پشتيبانی نموده و آن را تقويت نمايند تا مفاد اين ماده بدون کم و کاست جامه عمل بخود بپوشاند و در اين باره بايد به نيازهای کشورهای در حال رشد توجه ويژه نمود.

ماده 25 (کنترل و رسيدگی منظم به مکان نگهداری)

کودکی که از طرف مسوولين امر جهت نگهداری و پرستاری و يا درمان ناراحتی جسمی يا روانی بستری ميشود، از حق کنترل و رسيدگی منظم تمام امور به نفع خودش برخوردار است و اين حق از طرف حکومتهای عضو پيمان به رسميت شناخته ميشود.

ماده 26 (بيمه و خدمات اجتماعی)

1)  حکومتها حق کودک مبنی بر استفاده از خدمات و بيمه امور اجتماعی را به رسميت می شناسند و اقدامهای ضروری برای نيل به اين مقصود را در هماهنگی با حقوق جاری و قوانين داخلی انجام ميدهند.
2)  در ارائه اين خدمات و برای کمک به کودک، بايد شرايط عمومی و اقتصادی کودک و والدين يا سرپرست قانونی در نظر گرفته شود.

ماده 27 ( استاندارد و سطح زندگی)

1)  حکومت حق کودک را برای داشتن سطحی از زندگی که متناسب با موقعيت و رشد روحی، جسمی، قومی و اجتماعی اوست، به رسميت ميشناسد.
2)  تامين شرايط مطلوب برای کودک، در مرتبه نخست، وظيفه والدين و يا سرپرست اوست.
3)  حکومت ها بر پايه امکانات و قوانين داخلی خود، تلاش می کنند تا به والدين و يا سرپرست قانونی کودک کمک های لازم را نموده و در صورت نيازمندی، برای آنها خوراک، مسکن و تن پوش فراهم کنند.
4)  حکومت ها برای تامين خواست های مالی کودک در برابر والدين و يا سرپرست، چه در داخل و يا خارج از کشور، اقدامات مقتضی را انجام می دهند.

ماده 28 (حق آموزش و پرورش)

1)  حکومت ها حق آموزش و پرورش را برای کودک به رسميت می شناسند و بويژه برای تحقق آن:
الف) تحصيل دوره ابتدايی را برای همه اجباری و رايگان می کنند.
ب) مدارس گوناگون آموزشی و حرفه ای را بوجود می آورند و آنها را بطور ارزان يا رايگان در اختيار افراد کم درآمد قرار می دهند.
ج) امکان ورود به مدارس عالی را در دسترس همه گذاشته و از آن حمايت می کنند.
د) مشاوره شغلی و حرفه ای را برای همه کودکان ممکن و قابل دسترسی می نمايند.
ه) برای کاهش تعداد کودکانی که مدرسه را رها می کنند، تلاش نموده و اقدامات مناسب را برای حضور منظم کودکان در مدرسه انجام می دهند.
2) حکومت های عضو پيمان کوشش خود را می کنند تا روند آموزش و پرورش در مدارس درخور منزلت انسانی بوده و با محتوای اين عهدنامه هم خوان باشد.
3) حکومت ها از همکاری های بين المللی در امور آموزشی و پرورشی استقبال کرده و بخصوص هدف ريشه کنی بيسوادی و گسترش فن و دانش را دنبال می کنند و در اين مورد هم به نيازهای کشورهای در حال رشد بيشتر توجه می شود.

ماده 29 (اهداف تربيتی)

1)  حکومت های عضو پيمان تاييد می کنند که تربيت بايد:
الف) شخصيت، استعداد و توانايی های روانی و جسمی کودک را تقويت و شکوفا نمايد.
ب) احساس  احترام و توجه به حقوق بشر و آزادی های پايه ای مصوب سازمان ملل متحد را، در کودک پرورش دهد.
ج) نسبت به والدين، هويت فرهنگی و زبان و ارزش های ملی سرزمين پدری ايجاد علاقه و توجه نموده و احترام به فرهنگ ديگر سرزمين ها را تقويت کند.
د) کودک را برای زندگی در يک جامعه آزاد بر پايه تفاهم، صلح، تحمل دگرانديشان و ديگرباشان، تساوی حقوق زن و مرد و دوستی خلق ها و گروههای قومی يا ملی_ مذهبی، آماده کند.
ه) علاقه و توجه به کودک را نسبت به محيط زيست و طبيعت بيشتر کند.
2) اين ماده و ماده 28 اجازه ندارند چنان تفسير شوند که موجب اخلال يا خدشه در آزادی شخص حقيقی و يا شخص حقوقی ديگری شوند. در تاسيس مدارس آموزشی هم با توجه به رعايت بند 1، بايد حداقل استانداردهای تعيين شده حکومتی موجود باشند.

ماده 30 (حمايت از اقليت ها)

کودکان متعلق به اقليت های مذهبی، قومی و يا زبانی در کشورهايی که اين اقليت ها وجود دارند، دارای اين حق هستند که همراه ديگر آشنايان بطور جمعی يا فردی از زبان فرهنگ و مذهب خود برخوردار بوده و از آنها استفاده کنند.

ماده 31 (حق بازی و اوقات فراغت)

1)  حکومت ها حق کودک را برای داشتن بازی، سرگرمی، وقت آسايش و استراحت به رسميت می شناسند. کودک می تواند بطور فعال و آزادانه در امور فرهنگی و هنری در خور سنی خودش، شرکت جويد.
2)  حکومت ها به حق کودک برای فعاليت های هنری و فرهنگی توجه داشته و با اقدام های خود، آنرا پشتيبانی می کنند و امکانات مناسب را برای انجام فعاليت های فرهنگی_ هنری و همچنين اوقات فراغت و سرگرمی کودک فراهم می نمايند.

ماده 32 ( ممنوعيت استثمار)

1)  حکومت ها اين حق را به رسميت می شناسند که کودک استثمار اقتصادی نگرديده و به کاری که برای سلامتی جسم يا جان و يا تربيت و تکامل او زيان بخش است، گمارده نشود.
2)  حکومت ها برای تضمين و اجرای اين حق، امکانات مختلف قانونی، اجتماعی، اداری و آموزشی را بکار می برند. حکومت ها برای اين منظور و در هماهنگی با پيمان ها و توافق نامه های بين المللی ديگر، ضمن تعيين سن آغاز اشتغال و تنظيم مدت و شرايط کار کودک، مجازات مختلف همراه محاصره اقتصادی دولت خاطی را بررسی می نمايند.

ماده 33 (حمايت در برابر مواد مخدر)

حکومت ها تمامی اقدامات مناسب همراه استفاده از امکانات قانونی، اداری، اجتماعی و آموزشی را بعمل می آورند تا کودک را بر عليه موادی که مطابق اسناد بين المللی بعنوان مواد اعتيادآور و مخدر شناخته شده اند، حمايت نمايند و از بکارگيری غيرمجاز کودکان در توليد و يا توزيع اين مواد جلوگيری می کنند.

ماده 34 (حمايت در برابر سوء استفاده جنسی)

حکومت های عضو پيمان، خود را موظف می دانند که کودک را در مقابل هرگونه استثمار سکسی و سوء استفاده جنسی حمايت کنند. حکومت ها برای اين منظور دست به اقداماتی در سطح داخل و خارج از کشور می زنند تا:
الف) کودکان به روابط جنسی غير قانونی و يا اجباری کشانده نشوند.
ب) کودکان در زمينه فاحشه گری مورد استفاده قرار نگيرند.
ج) از کودکان در پورنوگرافی و نمايش های سکسی استفاده نشود.

ماده 35 (خريد و فروش انسان)

حکومت های عضو پيمان با بکارگيری تمامی امکانات موجود داخلی و خارجی، منطقه ای و فرامنطقه از سرقت و خريد و فروش کودکان به هر منظوری که باشد، جلوگيری می کنند.

ماده 36 (حمايت در برابر انواع ديگر استثمار)

حکومت های عضو پيمان، کودکان را در مقابل انواع استثمار که به شکلی به زيان آنهاست، حمايت می کنند.

ماده 37 (ممنوعيت شکنجه، تضمين قانونی در اجرای مجازات)

حکومت ها تضمين می کنند که:
الف) هيچ کودکی مورد شکنجه قرار نگيرد و رفتار غير انسانی و توهين آميز با او نشود. اجرای مجازات اعدام و حبس های طولانی مدت برای کودکان تا قبل از پايان سن هجده سالگی ممنوع است.
ب) توقيف و حبس های غيرقانونی و بر پايه ی تصميم های شخصی، ممنوع است. حکم زندانی شدن برای کودکان مطابق قانونی و بعنوان آخرين امکان و آنهم برای مدتی بسيار کوتاه، صادر می شود.
ج) با هر کودکی که در حبس بسر می برد بايد رفتاری انسانی و بدون تحقير و توهين و متناسب با سن او داشت. اين کودکان را بايد در زندان از بزرگسالان جدا نمود مگر اينکه اين عمل به نفع کودک نباشد. هر کودکی حق دارد با خانواده خود بصورت ملاقات و يا نامه ارتباط داشته باشد، مگر در شرايط فوق العاده استثنايی.
د) هر کودک زندانی حق استفاده از وکيل را برای دفاع از خود دارد و بايد در دادگاه قانونی و ناوابسته که جانبدار دولت، حزب، فرقه يا آيينی نباشد، محاکمه شود. کودک حق دارد به ديگر مراجع صلاحيت دار قانونی در مورد حکم خود شکايت کند و به کار او سريع رسيدگی شود.

ماده 38 (حمايت در انجام خدمت وظيفه)

1) حكومت ها وظيفه قانونی دارند كه حتی در شرايط جنگی، قوانين انسانی و مربوط به كودكان را رعايت كنند و بر اجرای آنها نظارت داشته باشند. حكومت ها تضمين می كنند و برای اجرای اين تضمين همه اقدامات ضروری را انجام می دهند كه هيچ كودكی تا قبل از پايان سن پانزده سالگی خود، در جنگ شركت داده نشود.
2)  حكومت های عضو پيمان، افرادی را كه هنوز سن پانزده سالگی خود را تمام نكرده اند، به جنگ نمی فرستند و در شرايط اضطراری تنها از افراد نسبتا مسن تر استفاده می كنند.
3)  حكومت های عضو پيمان در شرايط جنگی هم تمام اقدامات را برای حمايت كودكان آسيب ديده از جنگ، انجام می دهند.

ماده 39 (بازسازی اجتماعی كودكان آسيب ديده)

برای سلامتی روحی، جسمی و اجتماعی كودكی كه قربانی نوعی از بدرفتاری، شكنجه، استثمار يا هر عمل غيرانسانی شده است، حكومت های عضو پيمان همه اقدامات مناسب را انجام می دهند.
بازسازی جسمی و روانی بايد در محيط و شرايط مناسب، سلامتی و منزلت كودك را تامين كند.

ماده 40 (بازسازی اجتماعی كودكان مجرم)

1)  حكومت ها به هر كودكی كه بدنبال دوره حبس يا اتهام وارده آسيب ديده است، كمك و اقدامات لازم را جهت درمان او می نمايند. بطوريكه منزلت او خدشه دار نشده و احترام به حقوق بشر و توانايی او در ايفای نقش مثبت در جامعه با رعايت سنی كه دارد، تقويت شود.
2)   همصدا با ديگر پيمان های بين المللی، حكومت ها تضمين می كنند كه هيچ كودكی با انجام عملی كه در زمان ارتكاب، مطابق قوانين جرم نموده است، مجازات نمی شود و هر كودكی كه بنوعی در مقابل قانون گناه كار شناخته شده و متهم يا مجازات می شود، اين حداقل حقوق را دارد:
الف) تا قبل از اثبات جرم بطور قانونی، بی گناه است.
ب) بلافاصله والدين و يا سرپرست كودك بايد به موضوع اتهام واقف شده و بتوانند از ابزار حقوقی و داشتن وكيل برای دفاع از كودك برخوردار باشند.
ج) دادگاه يا نهاد حقوقی مربوطه بلافاصله به مورد كودك رسيدگی نمايد و در صورتيكه سن و شرايط كودك اجازه دهند و نفع و آسايش كودك مختل نشود، والدين يا سرپرست كودك هم در دادگاه شركت می كنند.
د) كودك را نبايد مجبور كرد كه شهادت داده و يا خود را گناهكار بداند و يا از طريق تماس با شاهدان بر آنها تاثير بگذارد.
ه) هرگاه حكم دادگاه اوليه مبنی بر مجرم شناختن و مجازات كودك بود، بايد دادگاه يا مرجع بالاتری كه جانبدار حكومت، حزب، فرقه يا آيينی نبوده و كاملا ناوابسته باشد، حكم صادره قبلی را بررسی و به شكايت رسيدگی كند.
ی) اگر كودك زبان بازجو را نمی داند، بايد بطور رايگان مترجم در اختيار او گذاشت.
و) هيچگاه نبايد محدوده خصوصی كودك و شخصيت او دچار آسيب شود.
3)  دولت ها تلاش می كنند با استفاده از همه امكانات مختلف در جهت بهتر كردن روند دادگاه ها بكوشند وبه كودكان در اين مراكز كمك نمايند؛ بخصوص:
الف) تعيين حداقل سن برای يك كودك كه در صورت ارتكاب جرم، بتوان او را مجرم شناخت.
ب) كوشش برای حل مسايل بدون دخالت دادگاه ولی اكيدا بر پايه رعايت حقوق بشر و قوانين  مدنی.
4)  برای اطمينان از سلامتی جريان حقوقی و اينكه به كودك اجحافی نشود، بايد تداركات زنجيره ای گوناگونی انجام شده يا دردست اجرا باشد مانند: تعيين سرپرست، نظارت و مشاوره آزادی مشروط و مسايل مربوط به قيم، آموزش و پرورش و بسياری نكات روانشناسی و اجتماعی ديگر.

ماده 41 (برتری حقوقی برخی از كشورهای دنيا)

اين پيمان نامه تباينی با حقوق كودكان در كشورهای از اين  نظر پيشرفته تر ندارد و در اجرای بهتر احقاق حقوق كودكان دخالتی نمی كند. حقوقی كه برای كودكان مناسب تر هستند و:
الف) جزو قوانين يك حكومت عضو اين پيمان محسوب می شوند.
ب) جزو حقوق ملی و مدنی آن كشور هستند.
 
 
 

بخش دوم عهدنامه


ماده 42 (معرفی عهدنامه)

حكومت های عضو پيمان خود را موظف می دانند كه مفاد و مصوبات اين پيمان نامه را از راههای گوناگون و موثر در اختيار بزرگسالان و همچنين كودكان قرار دهند تا آنها با اين پيمان نامه آشنا شوند.

ماده 43 (كميسيون حقوق كودكان)

1)  كميسيون حقوق كودكان، برای كنترل پيشرفت اموری كه حكومت های عضو پيمان، تضمين آنرا داده اند، تشكيل می شود. اين كميسيون تكاليف و وظايف زير را بر دوش می گيرد.
2)   كميسيون از ده نفر كه از نظر حرفه ای و اخلاقی، كارشناسان بلندپايه هستند تشكيل شده است كه از طرف حكومت های حاضر در اين پيمان نامه و از ميان افراد تابع همان حكومت ها انتخاب می شوند. در تركيب افراد اين كميسيون به پراكندگی جغرافيايی و سيستم حقوقی كشورها توجه می شود.
3)   اعضای كميسيون به روش مخفی از ليست پيشنهادی حكومت های عضو پيمان انتخاب می شوند.
هر حكومت می تواند فقط يك نفر از تابعين خودش را پيشنهاد كند.
4)  اولين انتخابات كميسيون حداكثر شش ماه بعد از تصويب اين پيمان نامه برگزار می شود و انتخابات بعدی هر دو سال يكبار انجام می پذيرند. دبيركل بطور كتبی و حداكثر چهارماه قبل از انتخابات، از حكومت های عضو پيمان درخواست می كند كه پيشنهادات خودشان را ظرف دو ماه ارايه دهند. دبيركل بر پايه اين پيشنهادات همه اسامی را برطبق حروف الفبا و ذكر نام حكومت پيشنهاد دهنده تهيه كرده و به اطلاع همه حكومت ها می رساند.
5)   جلسه برای انتخابات كه از طرف دبيركل سازمان ملل اعلام و تشكيل شده است در صورت حضور دوسوم حكومت های عضو پيمان، قدرت تصميم گيری دارد. افراد پيشنهاد شده در ليست كه اكثريت مطلق آرای حاضرين را كسب كنند بعنوان نماينده و كارشناس عضو كميسيون شناخته می شوند.
6)   اعضای كميسيون برای مدت چهارسال انتخاب می شوند و در صورت پيشنهاد مجدد، می توانند دوباره انتخاب شوند. مدت عضويت پنج نفر از اعضای كميسيون كه در بار اول انتخاب شده اند، بعد از دو سال تمام می شود كه نام آنها در قرعه تعيين و بلافاصه بعد از انتخابات اعلام می شود.
7)   در صورت فوت يا استعفای يكی از اعضای كميسيون و يا اگر يك عضو به هر دليلی نتوانست انجام وظيفه كند، حكومتی كه آن عضو را پيشنهاد كرده است از بين تابعين خود، يك كارشناس را معرفی می كند كه با موافقت كميسيون، برای مدت باقی مانده، به عضويت كميسيون درمی آيد.
8)   كميسيون، اصول كار و فعاليت های خود را برنامه ريزی می كند.
9)   كميسيون، هيات مديره خود را برای مدت دو سال انتخاب می كند.
10) جلسات كميسيون معمولا سالی يكبار در محل سازمان ملل يا مكان مناسب ديگری كه كميسيون مشخص كند تشكيل می شود. مدت جلسه با توافق دبيركل سازمان ملل تعيين می گردد.
11)  مكان و نيروی انسانی كه كميسيون برای انجام وظايف خود نياز دارد، از طرف دبيركل سازمان ملل متحد تامين می شود.
12)  به اعضای اين كميسيون با موافقت مجمع عمومی حكومت های عضو اين پيمان نامه، درآمدی تعلق می گيرد كه از محل صندوق سازمان ملل و طبق مقررات آن تامين می شود.

ماده 44 (گزارش دهی و گزارش گيری)

1)  حكومت های عضو پيمان موظف هستند كه گزارشات خود را درباره فعاليت ها و اقدامات مربوط به تحقق و پيگيری تصميمات اين پيمان نامه تهيه و تنظيم نموده و ارايه دهند و آنهم:
الف) ظرف دو سال بعد از تصويت اين پيمان نامه برای حكومت های مربوطه.
ب) سپس هر پنج سال يكبار.
2) در گزارشات بايد مشكلا ت اصلی را كه مانع اجرای مصوبات بوده اند، ذكر نموده و تصوير كامل و دقيقی از چگونگی اجرای مصوبات ارايه نمود.
3) محتوای گزارشات حكومتی عرضه شده به كميسيون نبايد در گزارشات بعدی كه مطابق بند (ب) در اصل شماره (6) اين ماده ارايه می گردند، تكرار شوند.
4) كميسيون می تواند از حكومت های مربوطه در مورد اجرای اين پيمان نامه، تحقيق و پرس و جو كند.
5) كميسيون،‌گزارش فعاليت های اقتصادی و اجتماعی خود را هر دو سال يكبار به مجمع عمومی تقديم می كند.
6) حكومت های عضو پيمان، گزارشات ارايه شده را در سرزمين های خود منتشر و به اطلاع مردم می رسانند.

ماده 45 (وظايف ارگان های ويژه سازمان ملل)

برای پيشبرد و اجرای قاطع اين پيمان نامه و گسترش همكاری های بين المللی در اين رابطه:
الف) "كارگاه كمك به كودكان" و ديگر سازمان ها و تشكيلات ويژه سازمان ملل،‌ در مسايل مربوط به زمينه كاری خودشان، نماينده سازمان ملل متحد برای اجرای پيمان های بين المللی هستند.
كميسيون اگر لازم بداند، می تواند از اين ارگان های ويژه سازمان ملل متحد برای همكاری در زمينه های مربوطه دعوت نموده و ياری دريافت كند.
ب) كميسيون حقوق كودكان در صورت لزوم با ارگان های سازمان ملل تماس گرفته و با درخواست كتبی همراه ارايه گزارش كشورهای طرف قرارداد، از مشاوره فنی و كارشناسی آن ارگان مربوطه كمك می گيرد.
ج) كميسيون می تواند جهت اجرای مفاد مربوط به حقوق كودك، به مجمع عمومی پيشنهاد پرسش و درخواست از دبيركل را بنمايد.
د) كميسيون می تواند بر پايه اطلاعاتی كه طبق ماده 44 و ماده 45 كسب كرده است، پيشنهادات و توصيه های لازم را به حكومت مربوطه داده و مجمع عمومی را هم در جريان بگذارد. 
 

بخش سوم عهدنامه


ماده 46 (امضاها)

اين پيمان نامه جهت امضا دراختيار همه حكومت های قرار دارد.

ماده 47 (تاييد رسمی)

اين پيمان نامه دراختيار دبيركل سازمان ملل متحد گذاشته شده است.

ماده 48 (پذيرش اين پيمان نامه)

اين پيمان نامه جهت پذيرش دراختيار همه حكومت ها قرار گرفته و سند توافق هر حكومت بطور ثبت شده و تحت عنوان "پذيرش نامه" در نزد دبيركل می باشد.

ماده 49 (قدرت اجرايی)

1)  اين پيمان نامه درست سی روز پس از دريافت بيستمين پذيرش نامه توسط دبيركل سازمان ملل، قدرت اجرايی می يابد.
2)   هرگاه حكومتی بعد از دريافت بيستمين پذيرش نامه به اين پيمان نامه پيوسته و پذيرش نامه را امضا كند، تاريخ قدرت اجرايی برای آن حكومت، سی روز پس از ورود و امضای پذيرش نامه است.
(توضيح: آغاز اعتبار و قدرت اجرايی اين پيمان نامه مطابق اين مصوبه از تاريخ دوم سپتامبر 1990 ميلادی است-م) 

ماده 50 (تغييرات)

1)  هر حكومت عضو پيمان می تواند پيشنهاد يك تغيير در اين پيمان نامه را داده و آنرا به دبيركل تسليم كند. دبيركل اين پيشنهاد دريافتی را به اطلاع ساير حكومت های عضو پيمان رسانده و درباره آن نظرخواهی می كند. اگر چهارماه پس از اظهار يك پيشنهاد، حداقل يك سوم حكومت ها با آن پيشنهاد موافق بودند، دبيركل، تشكيل جلسه عمومی را برای طرح آن پيشنهاد اعلام می كند. هر تغييری كه توسط اكثريت حاضرين در جلسه پذيرفته شد، جهت تصويب به مجمع عمومی ابلاغ می شود.
2)  تغيير پذيرفته شده در پيمان نامه پس از تصويب مجمع عمومی و توافق دوسوم اكثريت حكومت ها، قدرت اجرايی دارد.
3)   تغييری كه اعتبار و  قدرت اجرايی يافته است، تنها برای حكومت هايی كه آنرا پذيرفته اند، می تواند پيگرد قانونی داشته باشد.

ماده 51 (قيد وشرط)

1)  دبيركل سازمان ملل متحد با تاكيد اعلام می كند؛ هر حكومتی كه هنگام ورود و پذيرش اين پيمان نامه قيد و شرطی بگذارد، با آغوش باز پذيرفته و آنرا به اطلاع ساير حكومت ها می رساند.
2)   قيود و شروطی كه با هدف و منظور اين پيمان نامه منافات دارند، پذيرفته نمی شوند.
3) قيد و شرط ها می توانند از طريق يادداشت كوتاه و تاريخ دار به دبيركل، در هر زمانی پس گرفته شوند. دبيركل، ساير حكومت ها را از آن يادداشت مطلع می كند.

ماده 52 (استعفا)

يك حكومت می تواند استعفای خود را از شركت و پذيرش اين پيمان نامه از طريق نامه كتبی به دبيركل اعلام كند. يكسال بعد از دريافت آن نامه توسط دبيركل، استعفا قدرت قانونی دارد.

ماده 53 (نگهداری)

دبيركل سازمان ملل متحد به عنوان نگهدارنده و حافظ اين پيمان نامه تعيين می شود.

ماده 54 (امانت)

نوشته اصل اين پيمان نامه كه به زبان های عربی، چينی، انگليسی، فرانسوی، روسی و اسپانيايی است و همگی به يك اندازه اعتبار دارند، به رسم امانت، نزد دبيركل سازمان ملل متحد گذاشته شده است.
 

پيمان نامه از طرف مجمع عمومی سازمان ملل در تاريخ بيستم نوامبر سال 1989 ميلادی تصويب شد.

نوشته شده توسط میدیا در 3:25 قبل از ظهر | | لینک به این مطلب
شنبه 12 اسفند1385
تصور کن

تصور کن اگه حتی تصور کردنش سخته

جهانی که هر انسانی تو اون خوشبخته خوشبخته

جهانی که تو اون پول و نژاد و قدرت ارزش نیست

جواب هم صداییها پلیس ضد شورش نیست

نه بمب هسته ای داره نه بمب افکن نه خمپاره

دیگه هیچ بچه ای پاشو روی مین جا نمی ذاره

همه آزاد آزادن همه بی درد بی دردن

تو روزنامه نمی خونی نهنگا خود کشی کردن

جهانی رو تصور کن بدون نفرت و باروت

بدون ظلم خود کامه بدون وحشت و تابوت

جهانی رو تصور کن پر از لبخند و آزادی

لبا لب  از گل و بوسه پر از تکرار آبادی

تصور کن اگه حتی تصور کردنش جرمه

اگه با بردن اسمش گلو پر میشه از سرمه

تصور کن جهانی رو که توش زندان یه افسانست

تمام جنگای دنیا شدن مشمول آتش بس

کسی آقای عالم نیست برابر با همن مردم

دیگه سهم هر انسانه تن هر دونه گندم

بدون مرز و محدوده وطن یعنی همه دنیا

تصور کن تو میتونی بشی تعبیر این رویا

عکس از ماندانا (آهای مردم دنیا)

 

نوشته شده توسط میدیا در 2:7 قبل از ظهر | | لینک به این مطلب
سه شنبه 8 اسفند1385
روز زن
پیشینه ۸ مارس روز جهانی زن

  • در هشتم مارس ۱۸۵۷، زنان کارگر کارگاه‌های پارچه‌بافی و لباس دوزی در نیویورک آمریکا به خیابان‌ها ریختند و خواهان افزایش دستمزد، کاهش ساعات کار و بهبود شرایط بسیار نامناسب کار شدند. این تظاهرات با حمله پلیس و کتک‌زدن زنان برهم خورد.
  • سال ۱۹۰۷ در دوره‌ای که مبارزات زنان برای تأمین حقوق سیاسی و اجتماعی اوج گرفته بود، بمناسبت پنجاهمین سالگشت تظاهرات نیویورک در هشتم مارس، زنان دست به تظاهرات زدند.
  • ایده انتخاب روزی از سال به‌عنوان «روز زن» نخستین بار در جریان مبارزه زنان نیویورک با شعار "حق رای برای زنان" مطرح شد. دو هزار زن تظاهر کننده در ۲۳ فوریه ۱۹۰۹ پیشنهاد کردند که هر سال در روز یکشنبه آخر فوریه، یک تظاهرات سراسری در آمریکا بمناسبت «روز زن» برگزار شود.
  • در سال ۱۹۱۰، "دومین کنفرانس زنان سوسیالیست" که کلارا زتکین از رهبران آن بود، به مسئله تعیین "روز بین المللی زن" پرداخت. زنان سوسیالیست اتریشی قبلا روز "اول ماه مه" را پیشنهاد کرده بودند. اما اول ماه مه، جایگاه و مفهومی داشت که می‌‌توانست اهمیت و جایگاه مبارزه مشخص بر سر مسئله زن را تحت الشعاع قرار دهد. زنان سوسیالیست آلمان، روز ۱۹ مارس را پیشنهاد کردند. مناسبت این روز، مبارزات انقلابی در سال ۱۸۴۸ علیه رژیم پادشاهی پروس بود که به عقب نشینی لفظی حکومت در نوزدهم مارس همان سال، منجمله در مورد مطالبات زنان، انجامید. "دومین کنفرانس زنان سوسیالیست" تاریخ برگزاری نخستین مراسم «روز زن» را ۱۹ مارس ۱۹۱۱ تعیین کرد. تصمیم گیری قطعی برای تعیین «روز جهانی زن» به بعد موکول شد.
  • بعد از انتشار قطعنامه کنفرانس در مورد تعیین «روز جهانی زن»، انترناسیونال دوم از این تصمیم حمایت کرد، و نخستین تشکیلاتی بود که این روز را برسمیت شناخت.
  • ۱۹ مارس ۱۹۱۱ خیابانهای آلمان، اتریش، سوئیس و دانمارک با مارش زنان به لرزه در آمد. شمار زنان تظاهر کننده در اتریش به ۳۰ هزار نفر می‌‌رسید. نیروهای پلیس به تظاهرات حمله بردند و به زدن زنان پرداختند و گروهی را دستگیر کردند.
  • سال ۱۹۱۳ "دبیرخانه بین المللی زنان" (یکی از نهادهای انترناسیونال سوسیالیستی دوم)، هشتم مارس را با خاطره مبارزه زنان کارگر در آمریکا، به‌عنوان «روز جهانی زن» انتخاب کرد. در همان سال، زنان زحمتکش و زنان روشنفکر انقلابی در روسیه تزاری و در سراسر اروپا، مراسم «۸ مارس» را بشکل تظاهرات و میتینگ برگزار کردند.
  • در سال ۱۹۱۴ جنگ جهانی اول درگرفت. در اروپا که مرکز جنگ بود، زنان انقلابی تلاش کردند تظاهرات ۸ مارس ۱۹۱۵ و ۱۹۱۶ را تحت شعار مرکزی "علیه جنگ امپریالیستی" برگزار کنند. در کشورهای درگیر جنگ، طبقات مختلف به موافقان و مخالفان جنگ تقسیم شده بودند و انشعاب در صفوف جنبش زنان، مانع از برگزاری سراسری و گسترده «روز جهانی زن» شد.
  • در سال ۱۹۱۷ تظاهرات زنان کارگر در پتروگراد علیه گرسنگی و جنگ و تزاریسم، بانگ آغازین انقلاب روسیه بود. کارگران شهر در پشتیبانی از این تظاهرات، اعلام اعتصاب عمومی کردند. ۸ مارس ۱۹۱۷ به یک روز فراموش نشدنی در تاریخ انقلاب روسیه تبدیل شد.
  • سال ۱۹۲۱، "کنفرانس زنان انترناسیونال سوم کمونیستی" در مسکو برگزار شد. در آن کنفرانس، روز ۸ مارس به‌عنوان «روز جهانی زن» بتصویب رسید. کنفرانس، زنان سراسر دنیا را به گسترش مبارزه علیه نظم موجود و برای تحقق خواسته هایشان فرا خواند.
  • از اواسط دهه ۱۹۳۰، دنیا یک بار دیگر بسوی جنگ جهانی جدید روان شد. برگزاری تظاهرات «روز جهانی زن» در کشورهایی که تحت سلطه فاشیسم بودند، غیر قانونی اعلام شد. علیرغم این ممنوعیت، در هشتم مارس ۱۹۳۶، زنان در برلین تظاهرات کردند. در همان روز، اسپانیای فاشیست شاهد تظاهرات هشتم مارس در مادرید بود. ۳۰ هزار زن کمونیست و جمهوریخواه، شعار "آزادی و صلح" سر دادند.
  • در پی جنگ جهانی دوم، انقلابات و جنبشهای رهایی‌بخش در کشورهای چندی درگرفت. چین با شمار عظیم زنان و مردانش در زمانی کوتاه گامهای بزرگی در جهت رهایی زنان به پیش برداشت. در آن سال‌ها، عمدتاً دولت‌ها و تشکیلات مترقی و انقلابی در بر پایی «روز جهانی زن» می‌کوشیدند.
  • در دهه ۱۹۶۰، در کشورهای آسیا و افریقا و آمریکای لاتین جنبشهای رهایی‌بخش بپا خاسته بود. در کشورهای سرمایه‌داری پیشرفته نیز جنبشها و مبارزات انقلابی و ترقیخواهانه بالا گرفته بود و جنبش رهایی زن نیز اوج و گسترشی چشمگیر یافت.
  • در سال ۱۹۷۵ سازمان ملل هشتم مارس را به‌عنوان «روز جهانی زن» برسمیت شناخت.
  • بعد از خاتمه جنگ جهانی دوم و بالاخص از اواخر دهه ۱۹۷۰، با توسعه سرمایه‌داری به کشورهای عقب مانده، بخش‌های بزرگ‌تری از زنان درگیر کار و تحصیل گشتند. در عین حال، زنان همچنان در جامعه موقعیتی درجه دوم داشته و اسیر نظام مردسالار بودند. این تناقض، مسئله زن را حادتر و انفجاری تر کرد.

روز زن در ایران باستان

از گذشتگان دور روز زن را در اسفندگان پنجم اسفند برگزار می‌‌کردند. این روز سپندارمزد نامیده می‌شود که نگهبان زمین است، از آنجایی که زمین همانند زنان باروری دارد، این جشن برای گرامیداشت زنان نیکوکار برگزار می‌شود، واژه سپندارمزد در اوستا به معنی فروتنی و بردباری است. در این روزها مادران از فرزندان خود و زنان از مردان پیشکش‌هایی دریافت می‌کنند و زنان نیکوکار، پاکدامن و پرهیزگار مورد تشویق قرار می‌‌گیرند. در سفره این جشن جامی از شیر و تخم مرغ که نشانه ماه بهمن است قرار دارد. به جزآنها میوه‌های فصل به ویژه انار و سیب، شاخه‌های گل، شربت و شیرینی، برگ‌های خشک آویشن با دانه‌هایی از سنجد و بادام در چهارگوشه سفره قرار می‌‌دهند مواد خوشبو و کندر بر روی آتش می‌‌گذارند و مقدارکمی از هفت گونه حبوبات و دانه‌ها که در جشن مهرگان برای سفارش کاشتن در آن فصل در سفره جشن مهرگان قرار داده‌اند می‌‌گذارند. اسفندگان از جمله جشنهای ماهیانه‌ای است که اطلاع دقیقی از گذشته برپایی آن مکتوب نیست. امابنابر گفته ابوریحان بیرونی در ایران قدیم جشنی با نام مزدگیران با مردگیران در بین مردم رواج داشته است. از ویژگی‌های این جشن که زمان برگزاری آن 5 روز نخست ماه اسفند بوده، استراحت کامل زنان از کارو تلاش و کوشش و فرمانبرداری کامل مردان از زنان بوده است. در این چند روز به پاس تلاش یک ساله زنان، مردان وظایف ایشان را بر دوش گرفته و با این کار، فعالیت‌های یک زن را تجربه می‌‌کردند و در عین حال در این روز هدیه دادن به زن خانه از آداب و رسوم اصلی این جشن به شمار رفته است. این جشن به نام «سپنته آرمئی تی» نگهبان زمین نام گرفته است. در کتاب‌های مربوط به آیین زرتشتیان آمده است: «سپنته آرمئی تی، فروزه‌ای است با ویژگی‌های زنانه و مادرانه یعنی مهرو عشق بی پایان و تواضع و فروتنی که به راستی زمین نمادی نیکو بر آن است.» طبق سالنامه زرتشتی، روز اسفند از ماه اسفند یعنی پنجمین روز از این ماه و بنابر تقویم امروزی، 29 بهمن ماه روز سپاسداری از جایگاه زنان و مادران است. براساس سنت باستانی، مردان و فرزندان زرتشتی در روزسپنته آرمئی تی که مظهرایمان، مهرو محبت و حامی زنان نیک است، به همسران و مادران خود هدایایی تقدیم می‌کنند و برگزاری مراسم جشن و سرور در این روز ضروری است. به این ترتیب از محبت و مهربانی زنان سپاسگزاری می‌شود. در این روز خاص همچنین انجام کارهای خانه به عهده مردان است و زنان با پوشیدن لباس‌های نو، مورد تکریم قرار می‌‌گیرند. در مراسم جشن اسفندگان در آیین زرتشت همچنین زنان پاکدامن و پرهیزگارکه به تربیت فرزندان نیک پرداخته‌اند و این فرزندان به عنوان شخصی نیک شناخته شده‌اند، تشویق می‌‌شوند. روز اسفندگان متعلق به همه ایرانیان است همان گونه که زنان زرتشتی دور یک سفره حلقه می‌‌زنند وبرای دوری خشم و نفرت از سرزمین شان دعا می‌‌خوانند.

 

نوشته شده توسط میدیا در 2:38 قبل از ظهر | | لینک به این مطلب
شنبه 5 اسفند1385
میخوام یه مدت ننویسم ولی نمیتونم کامنتها رو میخوندم یکی گفته بود روز زبان مادری با ۸ مارس تناقض داره؟!!!!!!!! لطفا هر کی این رو میخونه بنویسه واقعا تناقض داره یا نه. توضیح بدید لطفا

در جواب یکی دیگه از دوستان هم باید بگم فعالیت من قومی نیست و هدف من حقوق بشر برای خانواده شش و نیم ملیاردیم در سراسر کره زمینه -آیا اشکالی داره که یک انسان کرد باشم؟! ( البته اول انسان هستم)

قبلا نوشتم دوباره تکرار میکنم هدف من برقراری صلح و دموکراسی و حقوق بشر در سرتاسر دنیاست

همتون رو دوست دارم

نوشته شده توسط میدیا در 3:27 قبل از ظهر | | لینک به این مطلب
پنجشنبه 3 اسفند1385

نوشته شده توسط میدیا در 1:59 قبل از ظهر | | لینک به این مطلب
پنجشنبه 3 اسفند1385
به مناسبت روز زبان مادری
روز جهانی زبان مادری مبارک

به مناسبت روز جهانی زبان مادری (۲ اسفند ـ ۲۱ فوریه) تصمیم گرفتم به طور مختصر الفبا و خط کردی رو اینجا بنویسم ، از هم میهنان عزیز ترک ، بلوچ ، ارمنی و... میخوام اگه اطلاعاتی در مورد زبون و نژادشون دارن من رو کمک کنن.

 

الفبای کردی (اینا رو بر اساس اطلاعات خودم نوشتم)

زبان کردی به 2 شیوه نوشته میشه

 1. با رسمالخط لاتین که در ترکیه و امروزه تو عراق هم رایجه

 2. رسمالخط عربی (مثل الفبای فارسی) که شامل27 حرف هستش که عبارتند از:

 

ءا ، ب ، پ ، ت ، ج ، چ ، ح ، خ ، د ، ر ، ز ، ژ ، س ،

 

ش ، ع ، غ ، ف ، ڤ ، ق ، ک ، گ ، ل ، م ، ن ، و ، ﻫ ،

 

 ی

 

توضیحات: من اینجا الفبا و تلفظ در زبان کردی رو به طور خلاصه توضیح میدم: 

 

1. در کردی حروف «ث ، ذ ، ص ، ض ، ط ، ظ»  وجود ندارن و:

 

«ث ، ص» به صورت «س»

 

«ذ ، ض ، ظ» به صورت «ز»

 

«ط» به صورت «ت» نوشته میشه.

 

2. حروف صدادار در کردی مثل انگلیسی به صورت یه کاراکتر نوشته میشن:

 

«فتحه ــَ» به صورت «ه»

 

«کسره ــِ» به صورت «ێ»

 

«ضمه ــُ» به صورت «ۆ» نوشته میشه

 

همچنین حروف صدادار کشیده:

 

«ا» به صورت «ا»

 

«ی» به صورت «ی»

 

«و» به صورت «وو» نوشته میشه.

 

3. حرف «ا» هیچوقت در اول کلمه نمیاد و حرف «آ» در الفبای کردی وجود نداره

 

«اَ» به صورت «ئه»

 

«اِ» به صورت «ئێ»

 

«اُ» به صورت «ئۆ»

 

«آ» به صورت «ئا»

 

«ای» به صورت «ئی»

 

«او» به صورت «ئوو» نوشته میشه.

 

4. جدای از حروف صدادار«ه ، ێ ، ۆ ، ا ، ی ، وو» حرف صدادار «و» هم در زبان کردی

 

هست که مثل «ۆ» ولی خفیفتر و کوتاهتر تلفظ میشه ، همچنین حروف صامتی که به دنبال هم میان و هیچ

 

 حرف صداداری مابینشون نیست به حالتی بین سکون و کسره خیلی سریع تلفظ میشن.

 

5. حروف بی صدا(صامت): «ب ، پ ، ت ، ج ، چ ، خ ، د ، ز ، ژ ، س ، ش ،

 

ف ، ق ، ک ، گ ، م ، ن ، ﻫ ، ی» تقریبا مثل فارسی تلفظ میشن.

 

6. حروف «ر ، ل» در کردی به 2 صورت نوشته و خونده میشن:

 

«ر» نازک (مثل تلفظ «ر» در فارسی)

 

«ڕ» پر و مشدد (مثل تلفظ «R» در ایتالیایی)

 

«ل» نازک (مثل تلفظ «ل» در فارسی)

 

«ڵ» پر و مشدد (مثل تلفظ عربی حرف «ل» در کلمه «الله»

 

7. حرف صامت «ڤ» (مثل تلفظ فارسی «و» در کلمه «گاو»

 

حرف صامت «و» (مثل تلفظ انگلیسی حرف «W» در کلمه «Word»

 

8. حروف « ح ، ع ، غ» مثل عربی تلفظ میشن.

نوشته شده توسط میدیا در 1:6 قبل از ظهر | | لینک به این مطلب
سه شنبه 1 اسفند1385
دوستت میدارم از دوست خوبم یاسمن پایدار

دوستت میدارم

اما خوش ندارم

که مرا در بند کنی

بدان سان که رود

 خوش ندارد در نقطه ای واحد

از بسترش اسیر شود

آبشار باش یا دریاچه ابر باش یا بند آب

تا آبهای رودخانه ی من

از صخره های آبشار تو بگذرد

و به راه خود برود

تا آبهای رودخانه ی من

 از صخره های آبشار تو بگذرد

و به راه خود برود

تا آبهای رودخانه ی من

در دریاچه تو گرد آید

بگذرد و به راه خود برود

دوستت میدارم

اما نمیتوانی مرا دربند کنی

همچنان که آبشار نتوانست

همچنان که دریاچه و ابر نتوانست

 پس مرا دوست بدار

 آنچنان که هستم

*لحظه ای گریز پا*

محبوب من

آیا نمیبینی؟

کوششی است مایوسانه

برای دربند کردن دانه انگوری

گریزپا؟

پس مرا دوست بدار

آنچنان که هستم! و در به بند کشیدن  روح و نگاه من

مکوش

ومرا بپذیر

بسان آبشارها

بند آبها

دریاچه ها و بدان که چگونه راهم را

به سوی پذیرش ببینهایت

 می یابم!

                ( غاده سلمان)

نوشته شده توسط میدیا در 2:51 قبل از ظهر | | لینک به این مطلب
سه شنبه 1 اسفند1385

نوشته شده توسط میدیا در 2:7 قبل از ظهر | | لینک به این مطلب
<





Powered by WebGozar