تبليغاتX
انسانیت
دوشنبه 30 بهمن1385
مختصری در باره کردها

زبان کردی

زبان کردی یکی از زبانهای هند و اروپاییه که در شاخه هند و ایرانی و زیر شاخه ایرانی در کنار زبانی همچون فارسی قرار داره اما مانند دیگر زبانها دچار دگرگونی شده تحت تاثیر زبانهای سامی و بومی منطقه ( همچون سومری و ...) قرار گرفته ار حمله اعراب و مغولان بی بهره نبوده ( البته نسبت به زبان فارسی کمترین واژه های عربی توش هست) تحت سلطه پارسها ، روم و یونان و مقدونیها و همچنین اسلام و ترکان عثمانی و... بوده.

زبان کردی خیلی پیچیده و گستردس به طوری که ۲ تا کرد از ۲ منطقه متفاوت (مثلا یه سنندجی و یه کرد سوریه) به سختی میتونن منظور هم رو درک کنن و بعضی وقتها شاید از ۱۰۰ کلمه ۱ کلمه رو بفهمن!

در دسته بندی زبان کردی نظریه های مختلفی هست مثلا برخی گویش لری رو از لهجه های زبان کردی می دونن و یا بعضی ها اعتقاد دارن زبان کردی یک زبان نیست بلکه یکی از لهجه های زبان فارسیه

بگذریم به هر حال اینجا من یه دسته بندی کلی رو از کردی به عنوان یک زبان آریایی بهتون میدم:

اصولا زبان کردی رو به 3 دسته اصلی تقسیم میکنن:

1 کردی شمالی : که بخش اعظم مردم کرد به این لهجه صحبت میکنن که به گویشهای :کرمانجی ، زازایی ، بادینی و.... تقسیم میشه و بیشتر در جنوب و شرق ترکیه ، شمال سوریه ، و در مناطق هم مرز ایران وعراق با ترکیه تکلم میشه کردهای تبعیدی ساکن شمال خراسان هم شامل این دستن.

2 کردی میانه: که در ایران در استانهای کردستان و آذربایجان غربی و در بیشتر مناطق کردستان عراق تکلم میشه این دسته از زبان کردی به سورانی یا موکریانی هم مشهوره این لهجه زبان رسمی ادبی و نوشتاری کردی در ایران هستش این دسته از زبان کردی به حالتهای مختلف رایجه مثلا در عراق یه کم حالت عربی به خودش گرفته توی مهاباد خالصتر تکلم میشه و در سنندج و اطرافش به گویش اردلانی مشهوره

3 کردی جنوبی: در ایران در منطقه کرمانشاهان و ایلام و در عراق در مناطق هم مرز با استان کرمانشاه تکلم میشه از گویشهای این زبان میتونم : گورانی ، لکی ، کلهری و اورامی رو اسم ببرم ( البته برخی اورامی رو یه گویش جدا و بعضیهام اون رو جزیی از کردی میانه میدونن).

مردم کرد

حدود دوسوم کرها در جنوب و شرق ترکیه ( حدود ۲۰ استان) ساکن هستن بقیه هم در غرب ایران ( استانهای آذربایجان غربی ، کردستان ، کرمانشاه ، ایلام و کردهای کوچانده شده در زمان صفوی در خراسان شمالی) و در شمال عراق ( حکومت فدرال کردستان عراق به مرکزیت شهر اربیل) و شمال و شمال شرق سوریه و به صورت پراکنده در ارمنستان و لبنان و..... زندگی می کنن.

وضعیت حقوق بشر کردهای سوریه (از دانشنامه ویکی پدیا)

سوریه کشوری است با گروه‌های نژادی و قومیت‌های گوناگون. در اين كشور به طور عمده عرب‌ها که‌ حدود 90% جمعیت کشور را تشکیل می‌‌دهند زندگی می‌کنند (این تعداد شامل 400 هزار پناهنده‌ فلسطینی نیز هست). کردها که‌ 10% باقیمانده‌ جمعیت را تشکیل می‌دهند از تبار آریایی هستند و بیشتر در نواحی شمال شرقی و شمالی کشور زندگی می‌کنند. همچنین در این کشور اقلیت‌های کوچک زبانی آرامی (آشوری) و ارمنی نیز زندگی ميكنند.

وضعیت کردها در سوریه نسبت به دیگر کشورها ناگوارتر گزارش شده‌است. حکومت بعثی سوریه، برای این کشور که محل سکونت اقوام و گروه‌های زبانی متفاوت است تنها یک هویت می‌شناسد و آن هویت عربی است. موجودیت جامعه دو میلیونی کردها (و به قول منابع محلی ۳ الی ۴ میلیون) که ۱۰٪ ساکنین سوریه (با جمعیت ۱۹ میلیون) را تشکیل می‌دهند، همواره از جانب حکومت خاندان «اسد» انکار شده‌است. کردها، (همانطور که در ترکیه و عراق)، بزرگ‌ترین گروه اقلیت نژادی در سوریه نیز هستند.

علیرغم اینکه نواحی کردنشین آن فقیرترین قسمت‌های این کشور است در سال ۱۹۶۲ حکومت سوریه حق شهروندی صدها هزار تن از کردها را سلب نمود و حتی آنان را از آمار کشور نیز حذف کرد، که البته این تعداد، اکنون پس از گذشت بیش از ۴۰ سال افزایش یافته‌است. این تعداد از کارت شناسایی ملی (ID) محرومند که برای ضروری ترین، ابتدایی‌ترین و حیاتی‌ترین نیازهای خود همچون تحصیل، معالجه و غیره... ضروری است.

در ۲۹ ژانویه ۲۰۰۶ برخی منابع اعلام داشتند که‌ سوریه قصد بازگردانی حق شهروندی به‌ افراد نامبرده‌ را دارد.

بعد از اینکه حافظ الأسد، رهبر حزب بعث، در سال ۱۹۷۰، به سمت رئیس جمهوری سوریه رسید سرکوب و خفقان کردها و دیگر اقلیت‌های این کشور، به طور قابل ملاحظه‌ای تشدید یافت. بعثی‌های سوریه عملیاتی مشابه و هم‌زمان با صدام حسین رهبر حزب بعث عراق و رئیس جمهور وقت این کشور که در کردستان عراق انجام می‌داد و حملات یا عملیات تعریب (عربی کردن منطقه) نامیده می‌شد را شروع کردند.

در مارس ۲۰۰۴ به دنبال یک مسابقه محلی فوتبال در شهر کردنشین قامشلی، نیروهای نظامی سوریه به سرکوب و کشتار مردم این شهر پرداختند که منجر به چندین روز درگیری میان مردم و نیروهای مسلح حکومتی شد و بیش از ۳۰ کشته و صدها مجروح به جای گذاشت و شمار بیشتری نیز بازداشت و روانه زندان‌ها شدند.

 

  

نوشته شده توسط میدیا در 2:36 قبل از ظهر | | لینک به این مطلب
یکشنبه 29 بهمن1385
به مناسبت تولد صادق هدایت (28 بهمن)

به مناسبت صد و چهارمین سال تولد صادق هدایت زندگیانمش رو اینجا گزاشتم بخونید:

بیوگرافی:

از کودکی تا آغاز جوانی

صادق هدایت در هفده فوریهٔ ۱۹۰۳(۲۸ بهمن ۱۲۸۱) در تهران در خانواده‌ای اصل‌ونسب دار و متشخص متولد شد. پدرش هدایتقلی‌خان (اعتضادالملک) و نام مادرش نیرالملوک (نوهٔ مخبرالسلطنهٔ هدایت) نوه عموی اعتضادالملک بود. جد اعلای صادق رضاقلی‌خان هدایت از رجال معروف عصر ناصری و صاحب کتابهایی چون مجمع الفصحا و اجمل‌التواریخ بود. صادق کوچکترین فرزند خانواده بود و دو برادر و سه خواهر بزرگتر از خود داشت.

صادق هدایت تحصیلات ابتدایی را در مدرسهٔ علمیهٔ تهران گذارند. در سال ۱۹۱۴ به دارالفنون رفت ولی در سال۱۹۱۶ .....( اگه بقیش رو میخاین روی ادامه مطب کلیک کنید)

اینجا می تونید بوف کور رو بخونید:

http://www.mediya.net/perlan/farsi/s-hedayat/boofe-koor-270305.htm


ادامه مطلب
نوشته شده توسط میدیا در 1:5 قبل از ظهر | | لینک به این مطلب
شنبه 28 بهمن1385
به مناسبت سالگرد در گذشت فروغ فرخزاد

 به یاد چهلمین سالگرد در گذشت فروغ فرخ زاد

پرواز را بخاطر بسپار

 

دلم گرفته است

دلم گرفته است

به ايوان مي روم و انگشتانم را

بر پوست كشيده شب مي كشم

چراغهاي رابطه تاريكند

چراغهاي رابطه تاريكند

كسي مرا به آفتاب

معرفي نخواهد كرد

كسي مرا به ميهماني گنجشكها نخواهد برد

پرواز را به خاطر بسپار

پرنده مردني است.

نوشته شده توسط میدیا در 1:34 قبل از ظهر | | لینک به این مطلب
پنجشنبه 26 بهمن1385
نوشته شده توسط میدیا در 3:39 قبل از ظهر | | لینک به این مطلب
پنجشنبه 26 بهمن1385
روز والنتاین مبارک باد
نوشته شده توسط میدیا در 0:43 قبل از ظهر | | لینک به این مطلب
چهارشنبه 25 بهمن1385
دوست خوبم شه مال

داشتم نظرات رو می خوندم شما خیلی به من لطف دارین ولی یکی از نظرها توجه منو جلب کرد

دوست خوبم شمال (شه مال) از کردستان باید بگم می بایست همه ی وبلاگ من رو می خوندی از نوشتت معلومه آدم 2 آتیشه ای هستی (البته با عرض معذرت) من هم قبلا مثل تو فکر می کردم ولی الآن یاد گرفتم دنبال احساساتم نرم.

در مورد منشور حقوق بشر کورش نوشته بودی باید بگم اولا من این متن رو از روی دانشنامه معتبر اینترنتی ویکی پدیا گرفتم و تو وبلاگم گذاشتم و تا جایی که من اطلاع داشته باشم این متن در سازمان ملل به همه ی زبانهای دنیا ترجمه شده در ثانی من به هیچ وجه کسانی رو که دم از کورش کبیر و شکوه هخامنشیان و اینجور حرفها میزنن رو تایید نمیکنم هرکسی می تونه هر شخص یا چیزی رو ستایش کنه من نمی خواستم مستقیما اسم شخصی رو بیارم ولی تو مجبورم کردی بگم

 برای مثال شاه فقید ایران فکر نکنم مثل کورش عمل کرده باشه اگه مثل کورش عمل می کرد هیچوقت شخصی مثل قاضی محمد بنیانگذار و رهبر جمهوری کردستان رو اعدام نمی کرد یا به خفقان و سرکوب علیه کردها در زمان حکومتش دست نمی زد ( بر اساس شنیده ها) و یا اقدامات دیگه....

کی گفته اونهایی که به قول تو نوروز خونین رو تو سنندج راه انداختن (من نشنیدم) به گفته های کورش عمل کردن؟!!

اینقدر به فکر کینه ورزی و انتقام نباشیم بیاید به صلح و دوستی فکر کنیم

شه مال جان منتظرت هستم

نوشته شده توسط میدیا در 1:2 قبل از ظهر | | لینک به این مطلب
یکشنبه 22 بهمن1385
منشور حقوق بشر کوروش بزرگ

تاریخچه

در حدود سال ۱۲۸۵ خورشیدی (۱۸۷۹-۱۸۸۲)به هنگام کاوشها در بابِل در میان رودان (بین النهرین)، باستان شناس ایرانی، هرمز رسام یک استوانهٔ سفالین کوچک از گل پخته (۲۳ سانتیمتر)، یافت، که شامل یک نوشته از کوروش بزرگ بود. جنس این استوانه از گل رس است، ۲۳ سانتی متر طول و۱۱ سانتی متر عرض دارد و در حدود۴۰ خط به زبان آکادی و به خط میخی بابلی نوشته شده‌است. بررسی‌ها نشان داد که نوشته‌ای استوانه مربوط به سال ۵۳۹ (پ.م) از سوی گوروش بزرگ پس از شکست بخت النصر و گشوده شدن شهر بابل، نویسانده شده‌است و به عنوان سنگ بنای یادبودی در شهر بابل قرار داده شده‌است. استوانه یافت شده در موزه بریتانیا در شهر لندن نگاهداری می‌شود. ازسوی دیگر در سال‌های کنونی آشکار شد که بخشی از یک لوحه استوانه‌ای که آن را از آن نبونبید پادشاه بابل می‌دانستند، پاره‌ای از استوانه کوروش بزرگ است که از سطر‌های ۳۶ تا ۴۳ آن می‌باشد. از این رو این قسمت که در دانشگاه ییل(Yale) آمریکا نگهداری می‌شد، به موزه لندن گسیل و به استوانه اصلی پیوست گردید. کوروش بزرگ بعد از خاتمه زمستان در اولین روز بهار، در بابل تاجگذاری کرد. شرح کامل تاج گذاری کوروش و حوادث آن دوران، به صورت مفصل توسط «گزنفون» سردار و مرد جنگی و فیلسوف و مورخ یونانی ظبط و بیان شده‌است .کوروش بعد از تاجگذاری، در معبد مردوک خدای بزرگ بابل، منشور آزادی نوع بشر را قرائت نمود .متن سخنرانی و کتبیه کوروش تا این اواخر نامعلوم بود. تا اینکه اکتشافات در بین النهرین از ویرانه قدیم شهر «اور» کتبیه‌ای بدست آمد و بعد از ترجمه معلوم شد، همان متن منشور آزادی نوع بشر، کوروش میباشد. این لوح در حال حاضر یکی از با ارزش ترین اشیای تاریخی است که در موزه بریتانیا از آن نگهداری می‌شود. فرمان حقوق بشر کوروش یا استوانه کوروش، به عنوان کهن ترین سند کتبی از دادگستری و مراعات حقوق بشر در تاریخ و مایه مباهات و سرافرازی ایرانیان یاد می‌شود. کوروش، موسس پادشاهی ایران و آغازگر سلسله هخامنشیان، پس از تسخیر بابل اعلام عفو عمومی داد؛ ادیان بومی را آزاد اعلام کرد؛ برای جلب محبت مردم میانرودان (بین انهرین) و آموزش همزیستی عقیدتی به انسان‌ها، مردوخ که کهن ترین خدای بابل بود را به رسمیت شناخته، در پیشگاهش کرنش کرده بر دستش بوسه زد و او را نیایش کرد و سپاس گفت. او هیچ گروه انسانی را به بردگی نگرفت و سپاهیانش را از تجاوز به مال و جان رعایا بازداشت. او تمامی ساکنین پیشین سرزمینها را گرد هم آورده و منزلگاه آنها را به ایشان بازگرداند.

جایگاه

این سند به عنوان نخستین منشور حقوق بشر شناخته شده، و به سال ۱۹۷۱ میلادی، سازمان ملل آن را به تمامی زبانهای رسمی سازمان منتشر کرد.این تأییدی است بر اینکه منشور آزادی بشریت که توسط کوروش بزرگ در روز تاجگذاری وی منتشر شده، می‌تواند برتر باشد از اعلامیه حقوق بشر که توسط انقلابیون فرانسوی در اولین مجمع ملی ایشان صادر شده. اعلامیه حقوق بشر در نوع خود، در رابطه با بیان و ساختارش بسیار قابل توجه‌است، اما منشور آزادی که توسط پادشاه ایرانی (کوروش) در ۲۳ سده پیش از آن صادر شده، به نظر معنویتر میاید.با مقایسهٔ اعلامیه حقوق بشر مجمع ملی فرانسه و منشور تأیید شده توسط سازمان ملل، با منشور آزادی کوروش، این آخری با در نظر گرفتن قدمت، صراحت، و رد موهومات دوران باستان در آن، باارزشتر نمود می‌کند. این لوح با عنوان نخستین بیانیه حقوق بشر جهانی شناخته می‌شود لوح کوروش که پس از تسخیر بابل و شکست بخت النصر توسط کوروش به عنوان سنگ بنای یادبودی در شهر بابل قرار داده شده بود نخستین بیانیه حقوق بشرجهانی است که کوروش در آن همه طوایفی را که در زمان امپراتوری بابل به اسارت درآمده بودند آزاد و به آنها اجازه نقل مکان و زندگی آزاد در هرکجای امپراتوری خود را داد. کوروش پادشاه بزرگ ایران قوم یهود را نیز از اسارت امپراتوری بابل آزاد کرد. در این کتبیه کوروش خود را معرفی نموده و اسم پدر، جد اول، دوم و سوم خویش را نام می‌برد و اعلام می‌دارد که پادشاه ایران و پادشاه بابل و پادشاه جهات اربعه (کشورهای اطراف ایران) می‌باشد، آنگاه در مقام بیان حقوق بشر و منشور آزادی خویش اعلام می‌دارد :

ترجمه

بر گردان منشور کوروش بزرگ نشان داد که نخستین منشور جهانی حقوق بشر را ایرانیان در سال ۵۳۸ پیش از میلاد بیان نموده و مورد اجرا گذارده‌اند. در سال ۱۳۴۸ خورشیدی (۱۹۶۹م)پس از گذشت ۲۵۰۷ سال پس از صدور فرمان مزبور، نمایندگان کشور‌های گوناگون با قرار گرفتن بر آرامگاه کوروش هخامنشی در پاسارگاد از او به عنوان نخستین پایه گذار حقوق بشر و آزادی انسان، قدردانی کردند. تاکنون یکبار در سال ۱۹۷۱ مسئولان موزه بریتانیا این لوحه را به درخواست حکومت ایران به تهران قرض دادند که مخالفت دولت انگلیس با این اقدام سبب بروز تنش میان مسئولان دولتی و موزه بریتانیا شده بود.

در روزگاری که کوروش بزرگ به نمایندگی ایرانیان، منشور حقوق بشر و آزادی انسان را فرستاد فخر مردمان و شاهان دیگر کشتن، سوختن و ویران کردن بود. متن این منشور چنین است :

«منم کوروش، شاه جهان، شاه بزرگ، شاه دادگر، شاه بابل، شاه سومر و اکد، شاه جهان. پسر کمبوجیه، شاه بزرگ ... آنگاه که بدون جنگ و پیکار وارد بابل شدم، همه مردم گامهای مرا با شادمانی پذیرفتند. در بارگاه پادشاهان بابل بر تخت شهریاری نشستم، مردوک (مردوخ = خدای بابلیان)، دلهای پاک مردم بابل را متوجه من کرد. ... زیرا من او را ارجمند و گرامی داشتم. ارتش بزرگ من به آرامی وارد بابل شد. نگذاشتم رنج و آزاری به مردم این شهر و این سرزمین وارد آید. برده داری را بر انداختم، به بدبختی‌های آنان پایان بخشیدم. ... من فرمان دادم که هیچکس اهالی شهر را از هستی ساقط نکند. فرمان دادم که همه مردم در پرستش خدای خود آزاد باشند و کسی آنان را نیازارند. خدای بزرگ از کردار من خشنود شد ... او برکت و مهربانیش را ارزانی داشت. ما همگی شادمانه و در صلح و آشتی مقام بلندش را ستودیم ... من همه شهرهایی را که ویران شده بود از نو ساختم. فرمان دادم تمام نیایشگاه‌هایی را که بسته شده بود، بگشایند. همه مردمانی را که پراکنده و آواره شده بودند، به سرزمین خود برگرداندم و خانه¬های ویران آنان را آباد کردم، باشد که دلها شاد گردد و هر روز در پیشگاه خدای بزرگ، برایم زندگانی بلند خواستار باشند ... من برای همه مردم جامعه‌ای آرام مهیا ساختم و صلح و آرامش را به تمامی مردم اعطا کردم. من به تمام سنتها، و ادیان بابل و اکد و سایر کشورهای زیر فرمانم احترام می‌گذارم. همه¬ی مردم در سرزمینهای زیر فرمان من در انتخاب دین، کار و محل زندگی آزادند. تا زمانی که من زنده¬ام هیچکس اجازه ندارد اموال ودارایی¬های دیگری را با زور تصاحب کند. اجازه نخواهم داد کسی دیگری را مجبور به انجام کار بدون دریافت مزد کند. هیچکس نباید به خاطر جرمی که اقوام یا بستگان او مرتکب شده‌اند تنبیه شود. من جلوی برده¬داری و برده¬فروشی از زن و مرد را می¬گیرم و کارکنان دولت من نیز چنین کنند تا زمانیکه این سنت زشت از روی زمین برچیده شود. شهرهای ویران شده در آنسوی دجله و عبادتگاه¬های آنها را خواهم ساخت تا ساکنین آنجا که به بردگی به بابل آورده شده‌اند بتوانند به خانه و سرزمین خود بازگردند.»

یادآوری این نکته ضروری است که بسیاری از موارد اعلامیه جهانی حقوق بشر از قبیل برابری زن و مرد، آزادی بیان، آزادی اندیشه، آزادی کار، آزادی مسافرت، آزادی در انتخاب همسر و خیلی از آزادیهای دیگر که در منشور حقوق بشر آمده ریشه در گاتهای زرتشت دارند .

نوشته شده توسط میدیا در 3:22 قبل از ظهر | | لینک به این مطلب
چهارشنبه 18 بهمن1385
از وبلاگ " آهای مردم دنیا "

ذهن باز ودست محتاط

دست باز و ذهن محتاط

..............................

..............................

..............................

..............................

..............................

 .............................

درجا بزن ،راه بسته س

 

نوشته شده توسط میدیا در 1:20 قبل از ظهر | | لینک به این مطلب
دوشنبه 2 بهمن1385
متن اعلامیه حقوق بشر (ترجمه فارسی)
 

ماده 1 تمامی  انسان‌ها با منزلت و حقوقی يکسان به دنيا می‌آيند. همگی از موهبت عقل و وجدان برخوردارند و همگان بايد نسبت به ي‌کديگر چونان برادر رفتار کنند.

ماده 2 هرکس بدون هيچ‌گونه تمايزی ازحيث نژاد، رنگ، جنسيت، زبان، مذهب، باور سياسی يا هر باور ديگری، خاستگاه ملی يا اجتماعي، دارايی و ولادت يا هر موقعيت ديگری از حقوق و آزادی هايی که در اين اعلاميه برشمرده شده است برخوردار است. بعلاوه هيچگونه تمايزی نبايد بر پايهٔ موقعيت سياسي، قضايی يا بين المللی کشور يا سرزمينی که شخص بدان تعلق دارد قايل شد، خواه مستقل باشد، خواه تحت قيمومت کشوری ديگر باشد، خواه غيرخود مختار باشد و يا از حيث تماميت ملی تحت هرگونه محدوديتی باشد.

ماده 3 هرکس حق حيات، آزادی و برخورداری از امنيت شخصی را دارد.

ماده 4 هيچ‌کس را نبايد در بيگاری بردگی نگاه داشت؛ برده داری و تجارت برده بايد در تمامی اشكال آن ممنوع گردد.

ماده 5 هيچکس را نبايد مورد ظلم و شكنجه و رفتار يا کيفری غير انسانی و يا تحقيرآميز قرار داد.

ماده 6 هرکس حق دارد که درهرکجا به‌عنوان شخص در پيشگاه قانون به رسميت شناخته شود.

ماده 7 همگان در پيشگاه قانون يکسان‌اند و حق دارند بدون هيچ‌گونه تبعيضی از پشتيبانی قانون برخوردارشوند. همه حق دارند تا در برابر هرگونه تبعيضی که ناقض اين اعلاميه باشد ونيز در برابر هرگونه تحريکی که به هدف چنين تبعيضی صورت گيرد از پشتيبانی يکسان قانون برخوردار شوند.

ماده 8 هرکس حق دادخواهی از محاکم صالحه ملی را در برابر اعمالی دارد که ناقض حقوق بنيادينی است که قانون اساسی يا هرقانون ديگری به او اعطا نموده است.

ماده 9 هيچ‌کس را نبايد خودسرانه دستگير، توقيف يا تبعيد کرد.

ماده 10 هرکس حق دارد با مساوات کامل ازامکان دادرسی منصفانه و علنی توسط يک محکمه مستقل و بی‌طرف برای تعيين حقوق و تکاليف خويش و يا اتهامات جزايی وارده بر خود برخوردار شود.

ماده 11 بند 1) هرکس که به ارتکاب جرمی متهم می‌شود اين حق را دارد که بي‌گناه فرض شود تا زمانی که جرم او بر اساس قانون در يک دادگاه علنی که درآن تمامی ضمانت‌های لازم برای دفاع او وجود داشته باشد ثابت شود.

            بند2) هيچ‌کس را نبايد به دليل انجام يا خودداری از انجام عملی که در هنگام ارتکاب، طبق قوانين ملی ويا بين المللی جرم محسوب نمی‌شده است مجرم شناخت و نيز کيفری شديدتر از آن‌که درزمان ارتکاب جرم قابل اجرا بوده نبايد اعمال شود.

ماده 12 هيچ‌کس نبايد در معرض مداخلهٔ خودسرانه در زندگی شخصي، خانواده، خانه يا مکاتبات خود قرار گيرد و يا اين‌که شرف و آبروی او مورد تعرض قرار گيرد. هرکس حق دارد که از حمايت قانون در برابر چنين مداخله‌ها و تعرض‌هايی برخوردار گردد.

ماده 13 بند1) هرکس حق دارد در محدودهٔ مرزهای هر کشور آزادانه رفت و آمد و اقامت کند.

           بند2) هرکس حق دارد کشوری - ازجمله کشور خود- را ترک گفته و يا به کشور خود بازگردد.

ماده 14 بند 1) هرکس که تحت پي‌گرد باشد حق دارد که از کشورهای ديگر طلب پناهنده‌گی نمايد و يا اينکه از پناهند‌گی برخوردارشود.

            بند2) اين حق در صورتی که پي‌گرد، حقيقتاً ناشی از جرم‌های غير سياسی يا اعمال مغاير با اهداف و اصول سازمان ملل متحد باشد قابل استناد نيست.

ماده 15 بند1) هرکس حق بهره‌مندی از تابعيت ( مليت) را دارد.

           بند2) هيچ‌کس را نمی‌توان خودسرانه از تابعيت (مليت) خود محروم نمود و يا اين‌که حق تغيير تابعيت ( مليت) را از وی سلب نمود.

ماده 16 بند 1) هرمرد وزن بالغی بدون هيچ‌گونه محدوديتی از حيث نژاد، مليت و مذهب حق ازدواج وتشکيل خانواده را دارد. مرد وزن در ازدواج، در طول دورهٔ ازدواج و فسخ آن از حقوقی يکسان برخوردارند.

           بند 2) ازدواج بايد با آزادی و رضايت کامل مرد و زن انجام گيرد.

           بند3 ) خانواده، واحد گروهی طبيعی و بنيادين جامعه است و حق برخورداری از حمايت جامعه و حکومت را دارد.

ماده 17 بند1) هرکس به تنهايی يا همراه با ديگران حق مالكيت را دارد.

          بند 2) هيچ‌کس را نبايد خودسرانه از حق مالكيتش محروم کرد.

ماده 18 هرکس حق دارد ازآزادی انديشه، وجدان و مذهب بهره‌مند گردد، اين حق شامل آزادی تغيير مذهب يا باور و نيز آزادی اظهار مذهب يا باور به شکل آموزش، عمل به شعائر، نيايش و بجای آوردن آيين‌ها چه به تنهايی و چه به‌صورت جمعی نيز می‌گردد.

ماده 19 هرکس حق آزادی عقيده و بيان دارد؛ اين حق دربرگيرندهٔ آزادی ِ داشتن عقيده بدون مداخله، و آزادی درجست و جو، دريافت و انتقال اطلاعات و عقايد از طريق هر نوع رسانه‌ای بدون در نظر گرفتن مرزها می‌شود.

ماده 20 بند1) هرکس حق آزادی تجمع و ایجاد تشكل مسالمت‌آميز را دارد.

           بند2) هيچ‌کس را نبايد مجبور به عضويت در يک تشكل کرد.

ماده 21 بند1) هرکس حق دارد درحکومت کشور خود، خواه به‌طور مستقيم و خواه به واسطهٔ نماينده‌گانی که آزادانه انتخاب شوند مشارکت کند.

           بند2) هرکس حق دست‌رسی ِ يكسان به خدمات عمومی در کشورش را دارد.

           بند3) ارادهٔ مردم بايد اساس قدرت حکومت باشد؛ اين اراده بايد از طريق انتخابات ادواری و سالمی ابراز شود که با حق رای همگانی و يكسان و با استفاده از رای مخفی يا روش‌های رای‌گيری آزاد برگزار شود.

ماده 22 هرکس به‌عنوان عضوی از جامعه حق برخورداری از امنيت اجتماعی را دارد و مجاز است تا از طريق تلاش‌های ملی وهمکاري‌های بين‌المللی مطابق با تشكيلات و منابع هر کشور حقوق اقتصادي، اجتماعی و فرهنگی را که لازمهٔ منزلت و رشد آزادانهٔ شخصيت اوست را عملی کند.

ماده 23 بند1) هرکس حق کارکردن، انتخاب آزادانهٔ شغل، برخورداری از شرايط منصفانه و رضايت‌بخش برای کار و برخورداری از حمايت دولت در برابر بيکاری را دارد.

           بند2) هرکس بدون هيچ‌گونه تبعيض حق بهره‌مندی از دست‌مزدی يكسان در برابر کار يكسان را دارد.

           بند3) هرکس که کار می‌‌کند حق دارد تا از دست‌مزدی منصفانه و رضايت‌بخش برخوردار گردد آن‌گونه که تامين کنندهٔ زندگی خود و خانواده وی به طريقی شايستهٔ منزلت اجتماعی باشد و درصورت لزوم با ديگر شيوه‌های حمايت اجتماعی تکميل شود.

           بند4) هرکس حق دارد اتحاديه‌ای برای حمايت از منافع خود تشكيل دهد و يا در چنين اتحاديه‌هايی عضو شود.

ماده 24 هرکس حق استراحت کردن و فراغت و نیز تحديد ساعات کار در حد معقول و برخورداری ازتعطيلات ادواری با دريافت دست‌مزد را دارد.

ماده 25 بند1) هرکس حق دارد از سطح معيشتی کافی برای سلامتی و رفاه خود و خانواده‌اش از قبيل خوراک، پوشاک، مسکن و مراقبت‌های پزشكی و خدمات اجتماعی ضروری بهره مند گردد و حق دارد به هنگام بيكاری، بيماري، از کارافتاده‌گی، بيوه‌گی و سالخورده‌گی يا فقدان وسيلهٔ امرار معاش و گذران زنده‌گی که خارج از اختيار وی است تامين گردد.

          بند2) مادران و کودکان حق دارند از مراقبت‌ها و کمک‌های ويژه برخوردار شوند. همهٔ کودکان خواه ثمرهٔ ازدواج باشند و خواه ثمرهٔ روابط خارج از ازدواج باشند بايد از حمايت‌های اجتماعی يكسان بهره‌مند شوند.

ماده26  بند1) هرکس حق تحصيل دارد. تحصيل لااقل در مراحل ابتدايی و پايه بايد رايگان باشد. تحصيلات ابتدايی بايد اجباری باشد. آموزش‌های فنی و حرفه‌ای بايد دردسترس عموم قرار گيرد و آموزش عالی بايد برای همه و براساس شايست‌گی دردسترس باشد.

           بند2) آموزش بايد در جهت رشد کامل شخصيت انسانی و تقويت احترام به حقوق بشر و آزادی‌های اساسی باشد. بايد تفاهم، مدارا و مودت ميان تمامی ملل، گروه‌های نژادی و مذهبی را ارتقاء داده و فعاليت‌های سازمان ملل متحد در جهت پاس‌داری از صلح را تسريع بخشد.

           بند3) والدين در گزينش نوع آموزش فرزندان‌شان حق تقدم دارند.

ماده 27 بند 1) هرکس حق دارد در حيات فرهنگی جامعه مشارکت کند و از هنر و پيشرفت‌های علمی و فوايد آن بهره‌مند شود.

            بند2) هرکس حق دارد از منافع معنوی و مادی هر محصول علمي، ادبی يا هنری که خود پديد آورندهٔ آن است استفاده کند.

 ماده 28 هرکس حق برخورداری از نظمی اجتماعی يا بين‌المللی را دارد که در آن حقوق و آزادی‌های مورد اشاره در اين اعلاميه به‌طور کامل قابل اجرا باشد.

 ماده 29 بند1) هرکس در قبال جامعه‌ای که در آن رشد آزادانه و کامل شخصيت وی ممکن باشد وظيفه‌ای دارد.

            بند2) برای اجرای اين حقوق، هرکس فقط بايد در برابر محدوديت‌هايی قرار گيرد که توسط قانون صرفاً به هدف تامين شناسايی و احترام به حقوق و آزادی‌های ديگران و برآوردن مقتضيات منصفانه اخلاق، نظم عمومی و رفاه همگانی دريک جامعه دمکراتيک تعيين می‌شود.

            بند3) اين حقوق و آزادی‌ها در هيچ موردی نبايد خلاف اهداف و اصول سازمان ملل متحد باشد.

ماده 30 هيچ‌يک از مفاد اين اعلاميه نبايد به گونه‌ای تفسير شود که برای دولت، گروه يا شخصی حقی قائل شود که به‌موجب آن بتواند به اقدامی در جهت پايمال کردن هريک از حقوق و آزادی‌های مورد اشاره در اين اعلاميه دست یازد.

نوشته شده توسط میدیا در 1:29 قبل از ظهر | | لینک به این مطلب
<





Powered by WebGozar